در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٧ - توجيهاتى براى گريز از مشكل بدعت
شيخ يوسف بحرانى در الحدائق الناضره مى نويسد:
«شكّى نيست كه نماز ذاتاً خير و نيكو وضع شده، امّا اگر مكلّف از حد و تعدادى كه در ادلّه شرعيّه ذكر شده تجاوز نمايد و به بيشتر، يا كمتر از آن معتقد شود، يا در زمان مخصوصى كه در ادلّه شرعيّه آمده دخل و تصرّفى نمايد، عمل او حرام و عبادت او بدعت محسوب مى شود و اين بدعت بودن از اصل نماز ناشى نمى شود بلكه از همان نحوه خاصّى كه اين شخص به آن معتقد شده كه از نظر وقت، يا عدد با كيفيّت با دليل شرعى مطابقت ندارد، ناشى مى شود»[١].
٢- تلاش ديگرى كه براى توجيه و تفسير كلمه بدعت در كلام عمر انجام شده از قاضى عبد الجبّار معتزلى در كتاب المغنى است. او در باره نماز تراويح مى نويسد:
«از آن جا كه نماز تراويح دعوت به سوى نماز و ترغيب به خواندن قرآن است، چه مانعى از عمل به آن به صورت سنّت وجود خواهد داشت؟».[٢]
سخن او در نتيجه به سخن ابن ابى الحديد باز مى گردد و جواب آن هم، همان جوابى است كه به ابن ابى الحديد داده ايم؛ زيرا نماز، عبادت است و هر عبادتى، به «قصد قربت» نياز دارد و قصد قربت،
[١] - الحدائق الناظره: ٦/ ٨٠.
[٢] - اين عبارت را شريف مرتضى در كتاب الشافى فى الامامه: ٤/ ٢١٧ از او نقل مى كند.