گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٥٩ - ضرورت تبيين اصل ولايت فقيه براى بيدارى اسلامى

در بعد نظرى وقتى در حوزه نظريه‌پردازى و تئوريك بحث مى‌كنيم، مبناى ولايت فقيه همين اصول است؛ يعنى توحيد در طاعت خدا، عدم خضوع براى ولايت جائر و عدم خضوع براى ولايت كافر و عزت مؤمن. اين اصول هم از نظر تئوريك با ولايت فقيه رابطه نزديك و منطقى دارند و هم از لحاظ تطبيق عملى بايد گفت اگر بخواهيم اين سه اصل يا چهار اصل را اجرا كنيم، جز در چهارچوب ولايت فقيه قابليت اجرا ندارد. خروج بر ولايت جائر و عدم قبول آن و خضوع در برابر ولايت خدا و توحيد در طاعت خداوند متعال و توحيد در ولايت الهى و عدم ذلت در برابر ولايت كافرين، مبناى ولايت فقيه مى‌باشد.

در آيات كريمه قرآن با تفسير بر مبناى بينش مكتب اهل بيت و مذهب جعفرى، اين اصول اساسى از جمله عزت الهى تنها با ولايت الهى شكل مى‌گيرد و تأمين مى‌شود. بر همين اساس است كه اين بيدارى اسلامى كنونى جز بر مبناى اصول و مبانى فقه شيعى، اصلًا قابل تبيين نمى‌باشد.

تجربه عملى سى‌ساله انقلاب اسلامى ايران نيز در بيدارى اسلامى تأثير گذاشته است. يعنى همين نظريه كه آزادى ملت‌هاى اسلامى جز در سايه ولايت خدا و رسول او و امام معصوم و نائب معصوم تحقق پيدا نمى‌كند. اين را علاوه بر اينكه كتاب و سنت از نظر تئوريك بين اين اصول و ولايت تبيين مى‌كند، از نظر عملى هم منطقاً بدون آن، يعنى ولايت تحقق پيدا نمى‌كند. تجربه تاريخى سى‌ساله ما همين را نشان داده است و دنياى اسلام و جوان‌ها ديدند كه آنجا كه ولايت است، عزت در مقابل كافر است و عدم خضوع در مقابل ولايت جائر قرار دارد. در ايران چنين است و در جنوب لبنان هم همين‌