الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٣ - اقتصاد در نظام سياسى اسلام
و انسانيت او نمىپذيرد كه افراد بى گناه، كودكان، زنان و پيران را به صورت فجيع و غير انسانى به قتل برساند و سرزمين و سرمايه ديگران را غصب كرده به غارت اموال ديگران و آدم ربايى بپردازد كه همه اينها از منظر عقل و شرع مردود است.
با توجه به اين شرايط، همه دانشمندان مسلمان و رهبران سياسى آنها وظيفه دارند تا وحدت كلمه داشته باشند و صفوف خود را متحد نموده با تمام امكانات در صدد حل اين مشكل برآيند؛ زيرا مشكل مذكور بسان يك غده سرطانى است كه پيكر امت اسلامى را آزار مىدهد و بايد اين غده سرطانى ريشه كن گردد.
اقتصاد در نظام سياسى اسلام
اقتصاد اسلامى داراى ويژگى خاصى است كه با اقتصاد سرمايهدارى و سوسياليستى متفاوت بوده و نسبت به آن دو برترى دارد.
كسى كه از مبانى اقتصاد اسلامى اطلاع پيدا كند، آن را به عنوان يك مكتب اقتصادى مستقل از نظر ويژگىها و اعتدال مىيابد كه در مقابل اقتصاد سرمايهدارى و سوسياليستى قرار مىگيرد و از لحاظ روحى و شكلى با آن دو مكتب اقتصادى متفاوت است.
اقتصاد سرمايه دارى بر مبناى مالكيت فردى استوار است و مالكيت عمومى يعنى مالكيت دولت را به جز در موارد استثنايى نمىپذيرد. اقتصاد سوسياليستى بر مبناى مالكيت عمومى، يعنى مالكيت دولت،