الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٦٣ - عنصر سوم اسلام
به تكامل است و قادر است مشكلات انسان را در هر عصر و زمانى در طول تاريخ و تا ابد به هر ميزانى كه جوامع تكامل يابد، حل نمايد.
عامل دوم؛ اين است كه حكومت اسلامى كه در عصر پيامبر اسلام (ص) و با دست مبارك آن حضرت تشكيل شد، با تمام دستگاهها و نهادهايى كه داشت يك حكومت بسيط و ساده بود. روشن است آن حكومت- حكومت زمان پيامبر- براى زمان ما [و نيز زمانهاى بعد] جوابگو نيست؛ زيرا حكومت زمان ما در تمام ابعاد خود تكامل يافته، پيچيده شده و توسعه پيدا كرده است؛ هم در دستگاهها و نهادهاى اقتصادى، آموزشى، اجتماعى، ادارى، امنيتى، مخابراتى، ارتش، پليس، هم در ساير نهادها و دستگاه هاى موجود.
عامل سوم: اين است كه طراحى يك نظام ثابت و دايمى براى حكومت امكان ندارد؛ زيرا نظام حكومت مانند نظام عبادات نيست كه در طول تاريخ و براى هميشه يكسان باشد. بديهى است نظام حكومت با تغيير زمان و با متكامل شدن زندگى، دگرگون مىشود. به اين خاطر، سيستم حكومت زمان پيامبر را نمىتوان در زمان حاضر كه همه چيز تكامل يافته و پيچيده گرديده است پياده نمود.
عامل چهارم: اين است كه در زمان حضور، خداوند سبحان ولايت امر را پس از پيامبر اكرم (ص) براى ائمه اطهار (ع) قرار داده است و در زمان غيبت اين سمت را براى فقيه جامع الشرايط كه از جمله شرايط آن اعلميت مىباشد قرار داده است. بسيار طبيعى است كه ولى امر از