الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٢ - تفاوت حكومت دينى با حكومت غير دينى
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه ولايت و رهبرى دينى براى فقيه جامع الشرايط نياز به هيچ گونه دليل خارجى ندارد؛ زيرا مقتضاى قاعده استمرار شريعت و جاودانگى آن استمرار ولايت و رهبرى دينى است.
تفاوت حكومت دينى با حكومت غير دينى
از آنچه تاكنون بيان داشتيم، فرق بين حاكميت در حكومت دينى و حاكميت در حكومتهاى غير دينى نيز روشن شد، كه در حكومت دينى، حاكم هم در زمان حضور هم در زمان غيبت از جانب خداوند تعيين مىگردد، اما در حكومت غير دينى، حاكم از طريق انتخابات آزاد، يا از طريق قهر و غلبه و يا از طريق انقلاب و كودتا معين مىشود.
حاكم در حكومت دينى، از سويى داراى صلاحيت گسترده در اجراى قانون الهى است و از سوى ديگر، وى مىتواند در حدود «منطقة الفراغ»[١] به حساب شرايط، نياز زمان و مصالح كشور، در تمام دستگاه هاى دولتى قانون وضع نمايد، اعلام از اينكه در نهاد اقتصادى، تعليم و تربيت، نهادهاى اجتماعى و حقوقى، ادارى، دستگاه هاى امنيتى، مخابرات، پليس و ارتش باشد يا در ساير ارگانها و نهادها، هدف از تشكيل چنين حكومتى اين است كه عدالت اجتماعى را محقق نموده
[١] . مقصود از منطقة الفراغ مواردى است كه از جانب شارع حكم خاصى در مورد آن بيان نشده و وضع قوانين براى آن در اختيار فقيه جامع الشرايط است.