الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٤ - تفاوت حكومت دينى با حكومت غير دينى
حضرت تشكيل شد، در آن ساحه بافت و در تطبيق، حكومت اسلامى علىرغم عمر كم آن موفقيت چشمگيرى داشت.
اما سيستم حسابرسى در اسلام يك نظام معين و محدود نيست كه در كتاب و سنت آمده باشد؛ زيرا اين نظام به دست حاكم اسلامى است، چون حاكم اسلامى مأموريت يافته تا اين نظام را در همه نهادها اعم از نهاد اقتصادى، تعليم و تربيت يا غير آن دو تطبيق نمايد تا كامياب گردد. در زمان حضور، روشن است كه پيامبر اكرم (ص) هرگاه برنامه اقتصادى، آموزشى و يا غير آن را وضع نموده بدون ترديد آن را بعد از مطالعه و بررسى همه جانبه و دقيق آن و با جمع آورى تمام اطلاعات پيرامون آن و با توجه به شرايط حاكم در آن جا آن برنامه را وضع نموده است؛ به گونهاى كه حضرت به موفقيت آن برنامه و طرح قبل از پياده شدن آن يقين داشته است.
در زمان غيبت، اگر حاكم اسلامى بخواهد برنامه اقتصادى، آموزشى و يا غير آن را وضع نمايد، وظيفه دارد قبل از همه، آن برنامه را توسط گروهى از كارشناسان و صاحب نظران آن موضوع به صورت دقيق و تخصصى با بررسى جنبههاى مثبت و منفى، آن را مورد ارزيابى و مطالعه قرار دهد، و تمام جزئيات آن موضوع را سنجيده امور مربوط به آن، و اطلاعات لازم در موردش را جمع آورى نمايد. پس از اين بررسى، اگر حاكم شرع به موفقيت آن برنامه اطمينان پيدا كرد، آنگاه در صدد انشا و تطبيق آن برآيد.