الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٧ - اقتصاد در نظام سياسى اسلام
عبارت است از تحقق عدالت، برابرى و كاهش فاصله طبقاتى در جامعه كه اسلام به آن اهميت زياد داده است و اين هدف بر مبناى هر كدام از مالكيت خصوصى و عمومى محقق مىشود كه به مثابه مراقب و نگهبان همديگر است تا از محدوده خود تجاوز نكرده و از بازار سوء استفاده نشود، در حاليكه نظام اقتصاد سرمايه دارى از آنجا كه براساس مالكيت خصوصى استوار گرديده است براى صاحبان شركتها و افراد سودجو فرصت و زمينه سوء استفاده از بازار و تسلط بر اقتصاد كشور را فراهم مىكند، زيرا هيچ گونه مراقبت و موانعى در اين موارد براى سودجويى آنها وجود ندارد.
از سوى ديگر، دولت وقتى اسلامى باشد حاكم شرع در آن- بر همه مؤسسات دولت اعم از بخشهاى خصوصى و عمومى جهت حمايت مصالح عامه و محدودنمودن آزاديهاى افراد در فعاليتهاى اقتصادى و اجتماعى تا جايى كه به عدالت و برابرى اجتماعى لطمه وارد نكند- حق اشراف و نظارت دارد.
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه دين اسلام بر سه عنصر اساسى استوار است كه دو تاى آن ثابت و غير متغير و يك تاى آن متغير و غير ثابت است.
عنصر اول، يك عنصر درونى و باطنى است كه عبارت است از ايمان به خداوند و رسالت پيامبر اكرم (ص).
عنصر دوم، يك عنصر خارجى و بيرونى است كه عبارت است از