الگوى حكومت اسلامى
(١)
انديشه سياسى آيتالله العظمى فياض(دام ظله)
١٣ ص
(٢)
بخش اول آشنايى با زندگى علمى مولف
١٥ ص
(٣)
ولادت و زادگاه
١٨ ص
(٤)
حيات تحصيلى و علمى
١٩ ص
(٥)
وفات مادر و هجرت به مشهد مقدسى
١٩ ص
(٦)
انديشه رسيدن به نجف
٢٠ ص
(٧)
در محضر استادان
٢٣ ص
(٨)
دوره درس خارج
٢٤ ص
(٩)
نوشتن تقريرات
٢٤ ص
(١٠)
آغاز شهرت علمى
٢٦ ص
(١١)
كرسى تدريس
٣٠ ص
(١٢)
در شوراى استفتا
٣١ ص
(١٣)
مرجعيت
٣٣ ص
(١٤)
تأليفات
٣٦ ص
(١٥)
آثار چاپ شده
٣٦ ص
(١٦)
نگاهى گذرا به انديشه سياسى در اسلام
٣٩ ص
(١٧)
آيتالله فياض و سياست
٤١ ص
(١٨)
بخش دوم الگوى تشكيل حكومت اسلامى
٤٥ ص
(١٩)
مقدمه
٤٨ ص
(٢٠)
تعريف حكومت دينى
٤٩ ص
(٢١)
حكومت دينى در عصر غيبت
٤٩ ص
(٢٢)
تفاوت حكومت دينى با حكومت غير دينى
٥٢ ص
(٢٣)
عناصر و اركان اسلام
٥٥ ص
(٢٤)
عنصر اول ايمان
٥٥ ص
(٢٥)
عنصر دوم عبادات و معاملات
٥٥ ص
(٢٦)
عبادات
٥٥ ص
(٢٧)
كاركرد عبادت
٥٧ ص
(٢٨)
كاركرد تربيتى
٥٧ ص
(٢٩)
تحقق عدالت اجتماعى
٥٧ ص
(٣٠)
كاركرد معنوى
٥٧ ص
(٣١)
معاملات
٥٨ ص
(٣٢)
عنصر سوم اسلام
٦٢ ص
(٣٣)
نظام برنامه ريزى در اسلام
٦٥ ص
(٣٤)
نقش حوزه در قانون گذارى
٧١ ص
(٣٥)
اقتصاد در نظام سياسى اسلام
٧٣ ص
(٣٦)
معيارهاى تشكيل حكومت اسلامى
٧٨ ص
(٣٧)
منشا ترسى غرب و مزدوران آنها از حكومت اسلامى
٨٠ ص
(٣٨)
عدم آشنايى آنها با اسلام و نظام انسانى آن
٨٠ ص
(٣٩)
اسلام و بنيادگرايى
٨٢ ص
(٤٠)
اسلام و آزادى
٨٣ ص
(٤١)
اسلام و حقوق بشر
٨٦ ص
(٤٢)
علل دخالت بيگانگان در كشورهاى اسلامى
٩٠ ص
(٤٣)
عقب ماندگى كشورهاى اسلامى
٩٠ ص
(٤٤)
فقدان آزادى و دموكراسى
٩٠ ص
(٤٥)
عدم آشنايى حاكمان با نظام سياسى اسلام
٩١ ص
(٤٦)
تبليغات نادرست عليه اسلام
٩١ ص
(٤٧)
اختلاف ميان كشورهاى اسلامى
٩٢ ص
(٤٨)
غرب زدگى حاكمان كشورهاى اسلامى
٩٢ ص
(٤٩)
نظام برنامه ريزى(حسابرسى) در حكومت اسلامى
٩٣ ص
(٥٠)
عوامل موفقيت حكومت اسلامى
٩٥ ص
(٥١)
منابع ومآخذ
٩٩ ص

الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٦ - عبادات

متحول نمى‌گردد. بدون ترديد در شريعت مقدس احكام موقتى كه مخصوص زمان يا مكان خاصى باشد وجود ندارد؛ زيرا بديهى است احكام شرعى تشريعات ابدى است كه براى همه بشر در روى كره زمين وضع شده و بين زن و مرد، سياه و سفيد و اين قاره و آن قاره فرقى نيست. احكام به گونه واحد و به شكل معين ثابت است و با تغيير و تكامل زندگى اجتماعى از اين قرن به قرن ديگر تغيير نمى‌كند؛ نماز در عصر حجر همان نمازى در عصر اتم و فضا است. نماز همانگونه براى كسى كه اشيا را با توان دست خود كنترل مى‌كرد و زمين را با اسپار (خش) قلبه (شخم) مى‌نمود واجب بود، براى كسى كه اشيا را با نيروى برق كنترل مى‌كند و كارها را با انرژى اتمى انجام مى‌دهد واجب است؛ نمازى كه در عصر پيامبر (ص) خوانده مى‌شد با نمازى كه در عصر اتم و فضا خوانده مى‌شود يكسان است و هيچ گونه تفاوتى بين آنها وجود ندارد. نماز و ساير احكام عبادى شرعى مانند روزه، حج و امثال آن از واجبات و مانند دروغ، غيبت، دزدى و غيره از محرمات با تكامل حيات اجتماعى تغييرى در آنها ايجاد نمى‌شود. علت عدم تغيير اين است كه علاقه انسان به عبادت يك علاقه معنوى و روحى است و با دگرگونى و تكامل زندگى اجتماعى كه در هر عصرى پديد مى‌آيد متفاوت نمى‌شود؛ زيرا عبادات در اسلام از نقش مهم برخوردار است و يك ارتباط بين بنده و پروردگار مى‌باشد كه به علاقه روحى و معنوى برگشت دارد و با تكامل حيات اجتماعى‌