الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٥٠ - حكومت دينى در عصر غيبت
شرايطشان اعلميت است، معين مىگردد.
روشن است ولايت، زعامت و رهبرى دينى براى پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) جاى هيچ اشكال و شبهه ندارد؛ زيرا قدر متيقن از «أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[١] كه در آيه مباركه، ائمه (ع) مىباشد. علاوه بر آن، روايات فراوانى وجود دارند كه مراد از «اولى الامر» را ائمه دانسته اند.
سخن و اشكال در ثبوت ولايت و زعامت دينى براى فقيه جامع الشرايط است، كه اين ولايت را نمى توان از طريق نص و روايات ثابت نمود؛ زيرا رواياتى كه به آن براى اثبات ولايت فقيه استدلال شده است همه از ناحيه سند ضعيفاند. بنابراين، نمى توان به آن اعتماد كرد. و به همين خاطر مشهور بين فقها عدم ثبوت ولايت فقيه است.
درست اين است كه فقيه داراى ولايت است و اين امر نياز به دليل خارجى ندارد؛ زيرا امتداد شريعت مقدس و جاودانگى دين اسلام مىطلبد ولايت و رهبرى دينى ادامه يابد كه در زمان حضور اين امر به رسالت پيامبر اسلام (ص) و پس از آن حضرت، به امامت ائمه (ع) و در
[١] . سوره نسا، آيه ٥٩.