الگوى حكومت اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ٧٢ - نقش حوزه در قانون گذارى
مهم اسلامى تجاوز نمايد ديگر آن پژوهش مطرود است. به همين اساس است كه در اين درسها افكار منحرف و افراطى يافت نمىشود؛ زيرا قرآن و سنت ضد همه انواع انحراف و ترور (ارهاب) مىباشد.
مىتوان گفت اين حركت فكرى و اجتهادى كه داراى ويژگى اسلامى است در طول تاريخ، افقهاى ذهن را گشوده و مشعل كتاب و سنت را به دوش كشيده است و اگر اين حركت فكرى و اجتهادى در اسلام نمىبود در عصر غيبت اصالت مسلمانان در حوزه تفكر و قانونگذارى كه از كتاب و سنت بهره مىگيرند تبلور نمىيافت. اگر استمرار اين حركت فكرى و اجتهادى نبود، مشكلات زندگى جهان در هر عصر لاينحل باقى مىماند. اين حوزه فكرى و اجتهادى در اسلام با گذشت زمان و همراه با پيشرفت زندگى در ابعاد مختلف فردى، اجتماعى، مادى و معنوى پوياتر گرديده و عمق بيشتر يافته است.
از اينجا است كه پيشرفت علم فقه و گستردگى آن در تمام حوزههاى زندگى، در طول تاريخ بر اصالت تفكر و انديشههاى اسلامى و قانونگذارى مستقل تأكيد ورزيده است. از اين رو، نمى توان در اين حوزه، انديشههاى افراطى و منحرف را يافت؛ زيرا كتاب و سنت ضد هرگونه انحراف و زيادهروى است. منشأ انحراف و زيادهروى نادانى، نيرنگ، غرور، تعصب كوركورانه و عناد است؛ به خاطر اينكه شخصى افراطى نادان، مغرور و نيرنگ باز است كه عقل، شعور و انديشه خود را از دست داده است. اگر كسى كمى فكر و خرد داشته باشد، خرد، دين