توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٢٠ - امر بين امرين
امر بين امرين
دانشمندان اماميه همه معتقدند كه خالق و آفريدگار جهان يكى است و آن هم خداوند واجب الوجود جل جلاله و بر اساس روايات زيادى كه از ائمه اهلبيت عليهم السلام نقل كردهاند جبر و تفويض را باطل مىدانند، و مىگويند كه جبر و تفويض از نظر عقل نيز غلط است و ايراداتى كه در گذشته به آنها اشاره شد بر اين دو قول متوجه و قابل رد و دفع نيستند.
اينان معتقد به امر بين الامرين هستند كه از نظر عقلى و دينى هيچ اعتراضى متوجه آن نمىشود بلكه قدرت و ارادهى پروردگار و صحت و تكليف و تربيت و استحقاق ثواب و عقاب نيز محفوظ مىماند، و هيچيكى از آيات قرآنى كه در رابطه با افعال بد و خوب وارد شده محتاج به تاويل نمىگردد، و چنانچه در تفسير «كسب» خوش ذوقى به خرج داده شود مىشود در اين مقام بين نظريهاى اكثر اهل سنت و اماميه تواقف به وجود آيد كه بسيار شايسته و زيبا خواهد بود.
ما در اينجا نظريهى امر بين امرين را مختصر توضيحى مىدهيم و دقت خواننده را به آن جلب مىكنيم:
١- انسان در همه افعال بد و خوب آزاد و مختار بوده و كار را به اراده خود انجام مىدهد بنا بر اين اشكالاتى كه بر قول مجبره لازم مىآمد از بين مىرود.
٢- قاطبهى ممكنات به شمول انسان در همه حالات و در حين انجام عمل در حدوث و بقا محتاج به اراده پروردگاراند، و به عبارت روشنتر احتياج مخلوقات به خالق واجب الوجود جل جلاله مانند احتياج ساختمان به بنا و احتياج ميز و كرسى به نجار نيست، كه از پس ساخته شدن نياز برطرف مى شود؛ جتى بنا و نجار مىميرند و لى ساختمان و ميز و كرسى به حال خود باقى است.
بلكه احتياج كاينات امكانى به واجب الوجود مانند احتياج حركت ماشين به پطرول و راننده است، و هر وقت پطرول بود ماشين به حركت مىآيد، و هر وقت پطرول تمام شد حركت ماشين هم تمام مى شود. هر وقت راننده اراده به حركت آوردن ماشين را كرد؛ حركت مىكند و هر لحظه كه تصميم گرفت و اراده به تحريك آن نكرد ماشين هم از حركت مىماند.
در فلسفه به طور قطعى ثابت شده كه امكان وجودى به معناى فقر و احتياج است و امكان ماهيات ممكنه به معناى عدم اقتضاى وجود و عدم. پس همه ممكنات در حدوث و بقا (در