حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦ - شرح
بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله آغاز عصر علم بود و اساسىترين مسئوليت ايشان، مبارزه با جهل و روشن كردن حقايق براى مردم بود:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ.[١]
او كسى است كه در ميان مردمِ درس نخوانده، فرستادهاى از [جنس] خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها بخواند و آنها را [از پليدىهاى عقيدتى و اخلاقى و عملى] پاكيزه كند و كتاب و حكمت به ايشان بياموزد، هر چند كه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.
قرآن، نبوّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را پديدهاى منطبق با موازين عقلى و علمى معرّفى كرده است:
وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ.[٢]
كسانى كه به ايشان دانش داده شده، آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده، حق مىدانند.
اين سخن، بدين معناست كه اگر دانشمندان، حقيقتاً در صدد شناخت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر آيند، به سادگى مىتوانند صداقت او را در ادّعاى پيامبرى تصديق كنند؛ زيرا محتواى دعوت او منطبق با موازين عقلى و علمى است و او چيزى جز حق نمىگويد و مردم را به چيزى جز پيروى از عقل و علم، دعوت نمىكند.
اكنون با توجّه به اين مقدّمه، به شرح حديث ياد شده مىپردازيم. در اين حديث كه مضمون آن در منابع شيعه و اهل سنّت مكرّر نقل شده، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد كه مرگ بدون شناخت امام، مرگ جاهليت است؛ يعنى كسى كه امام زمان خودش را نمىشناسد، زندگى او، زندگى يك مسلمان حقيقى نيست و اگر بدون شناخت امام بميرد، همانند كسى است كه در دروان جاهليت و قبل از اسلام مرده است.
[١]. جمعه: آيه ٢.
[٢]. سبأ: آيه ٦.