حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٣ - شرح
نعمتى تشكّر مىكند، در واقع، آن را ابراز و آشكار مىنمايد.
٢. شكر، سه گونه است: شكر قلبى، يعنى توجّه داشتن به نعمت، و ياد آن بودن؛ شكر زبانى، يعنى سپاسگزارى از مُنعم؛ و شكر عملى، يعنى پاداش دادن به مُنعم به اندازه استحقاقش.
٣. شكر، يكى از سپاهيان عقل است. در حديثى، امام صادق عليه السلام در تبيين سپاهيان عقل و جهل مىفرمايد:
وَ الشُّكرُ وَ ضِدُّهُ الكُفرانُ.[١]
شكر، و ضدّ آن، ناسپاسى است.
چارپايان، چون عقل ندارند، سپاسگزارى و شكر را نمىفهمند. به درازگوش، هر چه خدمت كنى و نعمت دهى، تشكّر نخواهد كرد؛ امّا عقل، انسان را به سپاسگزارى از ولىنعمت خود دعوت مىكند. بى ترديد، هر نعمتى كه به انسان برسد، از جانب خداست:
وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ.[٢]
و هر نعمتى كه داريد، از خداست.
بر اين اساس، از منظر عقل، هيچ كس شايستهتر از خداوند متعال براى حمد و شكر نيست. از اين رو، همان طور كه در اوّلين نيايش صحيفه سجّاديه آمده، ستايش و سپاس خداوند متعال، مرز ميان انسان و حيوان است و اگر اين فاصله برداشته شود، انسانها از مرز انسانيت، خارج مىشوند و به حريم چارپايان، وارد مىگردند. بنا بر اين، هر چه انسان از عقل بيشترى برخوردار باشد و از حيواناتْ بيشتر فاصله بگيرد، شكر قلبى، زبانى و عملىِ او نسبت به خداوند متعال، افزونتر مىگردد.
٤. يكى از صفات كمال الهى كه بارها در قرآن بر آن تأكيد شده، صفت «شكر»
[١]. الكافى: ج ١ ص ٢١ ح ١٤.
[٢]. نحل: آيه ٥٣.