حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٣ - ٣/ ١٤ داستان ضيافت سلمان از ابو ذر
وَالمِلحُ وما لا احصيهِ أكثَرُ، فَكَيفَ لَكَ أن تَقومَ بِهذَا الشُّكرِ؟
فَقالَ أبوذَرٍّ: إلى اللَّهِ أتوبُ وأستَغفِرُ إلَيهِ مِمّا أحدَثتُ، وإلَيكَ أعتَذِرُ مِمّا كَرِهتَ.
قالَ: ودَعا سَلمانُ أبا ذَرٍّ ذاتَ يَومٍ إلى ضِيافَةٍ، فَقَدَّمَ إلَيهِ مِن جِرابِةِ كِسرَةً يابِسَةً وبَلَّها مِن رَكوَتِهِ.
فَقالَ أبوذَرٍّ: ما أطيَبَ هذَا الخُبزَ لَو كانَ مَعَهُ مِلحٌ!
فَقامَ سَلمانُ وخَرَجَ ورَهَنَ رَكوَتَهُ بِمِلحٍ وحَمَلَهُ إلَيهِ.
فَجَعَلَ أبوذَرٍّ يَأكُلُ ذلِكَ الخُبزَ ويَذُرُّ عَلَيهِ ذلِكَ المِلحَ ويَقولُ: الحَمدُ للَّهِ الَّذى رَزَقَنا هذا القَناعَةَ.
فَقالَ سَلمانُ: لَو كانَت قَناعَةً لَم تَكُن رَكوَتى مَرهونَةً![١]
و فرشتگان در آن عمل كردهاند تا آن را به اين جا رسانيدهاند، و زمين و آهن و چوب در آن عمل كردهاند و چارپايان و آتش و هيزم و نمك در عمل آمدن آن به كار رفتهاند، و نيز چيزهايى كه از شماره كردن آنها عاجزم. پس چگونه مىتوانى شكر همه اين نعمتها را بگزارى؟
ابوذر گفت: من از اين عمل خود، استغفار مىكنم، و به درگاه او توبه مىنمايم و از اين كار كه موجب ناراحتىات شد، پوزش مىخواهم.
[ديگر] روزى سلمان، ابو ذر را به مهمانى خواند و از ميان يك انبان، يك تكّه نان خشكى بيرون آورد و سپس مقدارى آب بر آن پاشيد.
ابو ذر گفت: چه قدر خوب بود اگر اين نان مقدارى نمك همراه داشت!
در اين هنگام، سلمان بيرون رفت و ظرف آب خود را گرو گذاشت و مقدارى نمك تهيّه كرد و در پيش ابو ذر نهاد.
ابو ذر از آن نمك به آن نان پاشيد و ميل مىكرد و مىگفت: خداوند را سپاس مىگويم كه به ما اين اندازه قناعت روزى نموده است.
سلمان گفت: اگر قناعتى در بين بود، مشك آبم گرو نمىرفت!
[١]. عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج ٢ ص ٥٢ ح ٢٠٣، بحار الأنوار: ج ٢٢ ص ٣٢٠ ح ٨.