حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦ - هشت مهاجرت به رى
مشخّص نيست؛ ليكن مىتوان گفت كه سابقه مبارزاتى خاندان آن بزرگوار از يك سو، و شخصيت علمى و جهادى و ارتباط بسيار نزديك حضرت عبد العظيم عليه السلام با اهل بيت عليهم السلام از سوى ديگر، موجب شدند كه ايشان در سالهاى پايانى زندگى، تحت تعقيب حكومت وقت، قرار گيرد. از اين رو، براى ادامه فعّاليتها و چه بسا با اشاره امام هادى عليه السلام، زندگى مخفى را انتخاب كرد، و با لباس پيك و به صورت مسافرى ناشناس، وطن اصلىِ خود را ترك كرد و شهرهاى مختلفى را پشت سر گذاشت تا آن كه در شهر رى در مكانى به نام «سربان»[١] رحل اقامت افكند و در خانه يكى از پيروان اهل بيت عليهم السلام در محلّهاى- كه «سكّة الموالى» ناميده مىشد-، سكونت يافت. روزها روزه بود و شبها به عبادت مىپرداخت و گاه به صورت مخفيانه از خانهاى كه در آن ساكن بود، خارج مىشد و به زيارت قبرى كه هماكنون در مقابل مزار او قرار دارد، مىرفت و مىفرمود: اين، قبر مردى از فرزندان موسى بن جعفر عليه السلام است.
معلوم نيست كه حضرت عبد العظيم عليه السلام چند سال در شهر رى سكونت داشته است. مسلّم، اين است كه ايشان به قدرى در اين شهر بوده كه بيشتر شيعيان رى، به تدريج با ايشان آشنا شده بودند،[٢] و با در نظر گرفتن اين كه ايشان به شدّت تحت تعقيب بوده و ارتباط تك تك مردم با او چه بسا مدّتها طول مىكشيد، مىتوان گفت: احتمالًا ايشان چند سال از سالهاى پايانى عمر خود را در رى گذرانده است.
همچنين رفت و آمد بيشتر شيعيان با وى، حاكى از فعّاليتهاى فرهنگى و سياسى اوست.
[١]. گزارش شده كه سربان در آن تاريخ، يكى از زيباترين مناطق تفريحى جهان و شاهراهى بوده كه شهر رى را به دوقسمت تقسيم مىكرده و در وسط آن، نهرى جارى بوده است. در كنار آن نهر، درختان سرسبزِ در هم پيچيده و در ميان درختان، بازارهايى وجود داشته كه اطراف آن را درختان فرا گرفته بود( ر. ك: معجم البلدان: ج ٣ ص ٢٠٥).
[٢]. اين مطلب در گزارش نجاشى و صاحب بن عبّاد آمده است.