صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٧ - انحراف از سيره پيامبر و ائمه (ع) در سير و سلوك
مِثْلَ ما نُودِىَ بِالوِلايَه» براى اينكه حكومت است. به هيچ چيز مثل اين امر سياسى دعوت نشده است و اين امر سياسى بوده است، زمان پيغمبر بوده است، زمان امير المؤمنين بوده است، بعدها هم اگر يك فرصت پيدا مىشد، آنها هم داشتند اين معنا را. انحرافات زياد شده است. بعضى از اهل علم خودمان هم همين معانى را دارند: «لباس جندى حرام است، لباس شهرت است، به عدالت مضر است». حضرت امير عادل نبوده؟! حضرت سيد الشهدا هم عادل نبوده؟! حضرت امام حسن هم عادل نبوده؟! پيغمبر اكرم هم عادل نبوده؟! براى اينكه لباس جندى داشتند! اينها را تزريق كردند به ما، به ما آن طور دستهاى توطئهگر تزريق كردند كه ماها هم باورمان آمده است. تو چكار دارى به اينكه چه ميگذرد! تو مشغول درست باش! تو مشغول فقهت باش! تو مشغول فلسفهات باش! تو مشغول عرفانت باش! چكار دارى كه چه مىگذرد! در آن وقت، اوايلى كه اين مسائل پيش آمد، يكى از رفقاى ما كه بسيار خوب بود، بسيار مرد صالحى بود و اهل كار هم بود، لكن من وقتى يك قضيه را صحبت كردم كه در اين قضيه ما بايد تحقيق كنيم، گفت به ما چكار دارد، حاصل امر سياسى است به ما چكار دارد! اين طور تزريق شده بود كه يك مرد عالم روشنفكر متوجه به مسائل، اين طور مىگويد كه به ما چكار دارد. پيغمبر هم مىگفت سياست به ما چكار دارد؟ امير المؤمنين هم كه حكومت داشت، مىگفت سياست ... حكومتى داشت براى ذكر گفتن و براى قرآن خواندن و براى نماز خواندن و همين ديگر؟! حكومت بود، ولايت بود و تجهيز جيوش بود- عرض مىكنم- حكومتها در نصب كردن اينها بود، همهاش سياست است اينها.
آنى كه مىگويد كه آخوند چكار دارد به سياست، آنى كه با آخوند خوب نيست، اين با اسلام بد است. مىخواهد آخوند را كنار بگذارد- كه مىتواند يك كارى توى مردم انجام بدهد- و هر كارى دلشان مىخواهد بكنند و لهذا، اين طور شد. البته علماى ما در طول تاريخ اين طور نبود كه منعزل از سياست باشند. مسئله مشروطيت يك مسئله سياسى بود و بزرگان علماى ما درش دخالت داشتند، تأسيسش كردند. مسئله تحريم تنباكو يك مسئله سياسى بود و ميرزاى شيرازى- رَحِمَه اللَّه- اين معنا را انجام داد. در زمانهاى اخير