صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٧ - پيام به مسلمانان ايران و جهان و زائران بيت اللَّه الحرام (برائت از مشركان)
مىرسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبى برپا نموده است و مدافع آزادى و امنيت انسانها شده و براى خون جوانان و سرمايههاى مادى و معنوى در كشور ايران و عراق مرثيه سرايى مىكند. راستى چه شده است استكبار جهانى و در رأس آن امريكا اين قدر طرفدار ملتها شده است و جنگافروزان و آتش بياران معركهها و جلادان قرن به شرف انسانيت و همزيستى مسالمتآميز اعتقاد پيدا كردهاند و از عطش سيراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود كه طبيعت فرهنگ سرمايه دارى و كمونيسم است، منصرف شدهاند و شمشيرها و خنجرها و قدارههاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف كشيدهاند! آيا اين حقيقت است يا فريب و آيا اين همان جلوههاى ديگر شبيخونها و بىانصافيهايى نيست كه روزى سكوت را مصلحت خويش مىديد و امروز صلح طلبى را؟ آيا براستى از اين طريق جهانخواران نمىخواهند از ضربه آخر ما جلوگيرى كنند و براى حفظ منافع خويش سياست جنگ و صلح جهانى را به تصميمات و فكرهاى پوسيده و شيطانى خود گره بزنند و عملًا جان و مال و مملكت و امنيت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند كه به طور قطع و يقين، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحميل صلح بر ملت ايران، نشأت گرفته از همين تفكر است. و از همه اينها كه بگذريم اين مسأله كه چه كسى خواهان صلح واقعى است و چه كسى جنگ طلب است خود اولِ بحث ما است.
آيا واقعاً صدام از گذشتهها و كردهها و تجاوزات و ظلمها و ستمهاى خود پشيمان شده است و اظهار ندامت مىكند و از خيانتى كه به ملتها و كشورهاى اسلامى و در جهت تضعيف بنيه دفاعى ملل اسلامى نموده است عذر تقصير مىخواهد؟ آيا صلح طلبى صدام از روى دلسوزى و تنبه و آگاهى او است و اصلًا با اين همه جنايت و غارتگريها، براى صدام وجدان و شعور و عاطفهاى مىتوان تصور كرد، يا اينكه اين افعى زخم خورده به خاطر استيصال و درماندگى خود به طناب صلح طلبى چسبيده است؟ و عجبا كه بعض مدعيان عقل و سياست و دورانديشى چگونه طرح مىدهند و با تحريفِ آياتِ كتاب خدا و استناد به سنت پيامبر- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- مسير عزت و كرامت