صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥٦ - نامه اخلاقى- عرفانى به آقاى سيد احمد خمينى
دورنمايى از صلاة معراج سيّد انبيا و عرفا- عليه و عليهم و على آله الصلاة و السلام- را مشاهده كرديم؛ كه خداوند منّان ما و شما را به اين نعمت بزرگ منّت نهد. راه بس دور است و بسيار خطرناك و محتاج به زاد و راحله فراوان، و زاد مثل من يا هيچ يا بسيار اندك است، مگر لطف دوست- جلّ و علا- شامل شود و دستگيرى كند.
عزيزم! از جوانى به اندازهاى كه باقى است استفاده كن كه در پيرى همه چيز از دست مىرود، حتى توجه به آخرت و خداى تعالى. از مكايد بزرگ شيطان و نفس اماره آن است كه جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پيرى مىدهد تا جوانى با غفلت از دست برود، و به پيران وعده طول عمر مىدهد. و تا لحظه آخر با وعدههاى پوچ انسان را از ذكر خدا و اخلاص براى او بازمىدارد تا مرگ برسد، و در آن حال ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مىگيرد.
پس در جوانى كه قدرت بيشتر دارى به مجاهدت برخيز، و از غير دوست- جلّ وعلا- بگريز، و پيوند خود را هر چه بيشتر- اگر پيوندى دارى- محكمتر كن؛ و اگر خداى نخواسته ندارى، تحصيل كن و در تقويتش همّت گمار، كه هيچ موجودى جز او- جلّ و علا- سزاوار پيوند نيست. و پيوند با اولياى او اگر براى پيوند به او نباشد، حيله شيطانى است كه از هر طريق سدّ راه حق كند. هيچ گاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر كه اولياى خُلّص چنين بودند و خود را لاشىء [١] مىديدند؛ و گاهى حسنات خود را از سيّئات مىشمردند. پسرم! هر چه مقام معرفت بالا رود، احساس ناچيزى غير او- جلّ و علا- بيشتر شود.
در نماز- اين مِرقاة [٢] وصول الى اللَّه- پس از هر ستايش، تكبيرى وارد است، چنانچه در دخول آن «تكبير» است كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است، و لو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج، تكبيرات است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مىرساند. چه مىگويم، كى توصيف كند! و چه توصيف كند! و كى را
[١] هيچ چيز
[٢] چيزى كه آلت ترقى است، نردبان.