صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٨ - دنياطلبى سرمنشأ اختلافات
خودش را نشان بدهد، اين ابليس است. يك وقت از خودش تعريف مىكند براى اينكه هدايت كند ديگران را، اين نفس رحمن است. حضرت امير كه مىفرمايد كه من، قسم مىخورد به اين كه اگر همه دنيا و چه را به من بدهند، من ظلم حتى به آن طور نمىكنم، اين وادار شده است از طرف خداى تبارك و تعالى به اينكه اين را بگويد تا مقام معلوم بشود، مردم تبعيت كنند، مثل همان طبيب مىماند. نمىخواهد خودنمايى كند مثل امثال ماها كه اگر- فرض كنيد- يك شعرى بلد هستيم مىخواهيم خودنمايى كنيم كه من آنم كه شعر گفتم، اگر يك درسى خوانديم خودنمايى كنيم كه من آنم كه درس خواندم. او مىخواهد هدايت كند مردم را به راهى كه غير از اين نمىشود و لهذا، در عين حالى كه برايش مشكل است، مىگويد.
رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- در عينى كه برايش مشكل بود كه حضرت امير را معرفى كند و راه هدايت را به مردم بگويد، براى اينكه مىديد ممكن است يك وقت اختلاف بشود، مع ذلك، خدا الزامش كرد كه بايد بگويى، اگر نگويى كارى نكردى، اينها الزامى است. اينكه در لسان ائمه مىبينيد كه از خودشان تعريف مىكنند گاهى، اين يك الزامى است كه از طرف غيب بر آنها شده است كه بايد اين كار را بكنيد، مردم طبيب را بشناسند. مردم يك ظاهرى مىبينند كه ظاهر اين و آن يكى مثل هم است، گاهى هم مىبينند كه خوب، اين آدم هم مىكشد، اين مأمور است كه به آنها بفهماند كه اين آدمكشى چى است و راه هدايت اين است؛ مثل همان طبيب.
اگر ما يك شمهاى از اين معنا پيدا بكنيم كه اگر هم معرفى مىخواهيم خودمان را بكنيم- ما نبايد بكنيم البته، ما همچو مأموريتى نداريم، لكن اگر بخواهيم بكنيم- براى اين باشد كه هدايت مردم، اگر ديديد براى خود است بدانيد كه دست شيطان در كار است. اگر ديديد كه يك وقتى ما مخالفت مىكنيم با رئيس جمهور، يا شما مخالفت مىكنيد، بدانيد كه براى خدا نيست، دست ابليس در كار است. و همين طور اگر از دولت، اگر ما از دولتى كه الآن دارد خدمت مىكند و خدمتش هم شايان است و مورد اعتماد است، ما بخواهيم تكذيب بكنيم، بدانيد كه دست شيطان در كار است، براى خدا نيست