صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٧ - رعايت حيثيت نظام اسلامى در انتقادات
آن ور هم همين طور است، وقتى انسان در قلبش دشمنى يا مخالفت با يك كسى داشت يا با جمعى داشت، هر چه خوبى ببيند، بدى مىبيند، اصلًا خوبيها محو مىشود. من به همه اشخاصى كه قلم در دستشان است، زبان گويا دارند، مىخواهم سفارش كنم كه متوجه باشند كه قلم آنها، زبان آنها در حضور خداست، فردا مؤاخذه دارد، صحبت سر دولت و رياست جمهورى و اينها نيست، صحبت سر نظام است، نظام اسلام است؛ آقاى خامنهاى- سلَّمه اللَّه- باشند رئيس جمهور يا يك كس ديگر، آقاى موسوى نخست وزير باشند يا يك كس ديگرى، اين مطرح نيست، مطرح نظام جمهورى اسلامى است، ما مكلفيم به حفظ او، همه نويسندهها مكلفاند به حفظ نظام. وقتى كه انسان- فرض كنيد- از يك كسى گله دارد يا مىبيند نقيصهاى در كار هست، اين نصيحت مىتواند بكند و بايد بكند، اما لسان نصيحت غير لسان لجن كردن و ضايع كردن است. من راجع به افراد هم عقيدهام هست- يعنى شارع هم همين طور است، ما تابع او هستيم- كه اگر انسان يك مسلمانى را براى خاطر هواى نفسش لگدمال كند، اين در آن دنيا شايد مجازاتش بدترين مجازات باشد و در اين دنيا هم موفق نخواهد شد. ما لسانمان بايد لسان نصيحت باشد و انسان مىبيند كه گاهى وقتها لسانها لسان نصيحت نيست، قلمها، قلمهاى نصيحت نيست.
مطرح دولت نيست، مطرح جمهورى اسلامى است. گاهى وقتها انسان مىبيند كه به واسطه يك قلمى، به واسطه يك نوشتهاى ممكن است كه در بازار يك مطلبى واقع بشود، يك زيادى قيمتى بشود، يك كسر قيمتى بشود، اين طور چيزها، اين كسى كه قلم دستش مىگيرد بايد توجه به اين معنا بكند كه مسأله، مسئله فرد نيست، مسئله اسلام است و نظام اسلامى و ما مكلفيم اين نظام را حفظ كنيم. همچو نباشد كه وقتى قلم دستمان آمد، اگر من با آقاى نخست وزير مخالفم يا با آقاى خامنهاى مخالفم، ديگر فكر اين نباشم كه قلمم كجا مىرود، هر جا رفت بنويسم، هر چه شد بكنم. اين در حضور خداست، در حضور ملائكة اللَّه است، ثبت مىشود اينها. و ممكن است كه اشخاص هم خوب باشند، اما اين چيزهايى كه در نفس انسان است نمىتواند انسان به اين زودى بر آن مكايد شيطان و مكايد نفس اماره تسلط پيدا كند، انبيا هم دنبال اين بودند كه يك وقت- خداى