صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٩ - نامه عرفانى- اخلاقى به آقاى سيد احمد خمينى (وصيت)
دانشمندان و عارفان و اوليا و انبيا- عليهم السلام- همه و همه عين توجه به واحد كامل مطلق است؛ حركتى واقع نشود جز براى او و وصول به او؛ و قدمى برداشته نشود جز به سوى آن كمال مطلق. و اكنون امثال ما در حجابهاى ظلمانى- بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ [١]- واقعيم، دردها و رنجها و عذابها از اين احتجاب است. و اوّل قدم كه مقدّمه رفع حجب است آن است كه گرايش پيدا كنيم كه در حجابيم و از اين خِدْر [٢] طبيعت كه تمام وجود ما را از سرّ و عَلَن و باطن و ظاهر فرا گرفته به تدريج به هوش آييم و اين «يقظه» ايست كه بعض اهل سلوك، منزل اول دانستهاند، [٣] و چنين نيست بلكه اين به هوش آمدن و بيدار شدن مقدّمه دخول در سير است. و رفع همه حجب ظلمانى و پس از آن نورانى، وصول به اوّل منزل توحيد است. و اگر به قدم عقال [٤] عقل پيش رويم، آن هم با همه عقال، همين نغمه را دارد و گويد كمال مطلق همه كمالات است و الّا مطلق نيست و هيچ كمالى و جمال و جميلى ممكن نيست در غير حق ظهور كند كه اين غيريّت، عين شرك است اگر نگويم الحاد است.
عزيزم! اوّل بايد با قدم علم، لنگان لنگان پيش روى و اين هر علمى باشد حجاب اكبر است كه با ورود به اين حجاب به رفع حجب آشنا مىشوى، بيا با هم به سوى وجدان رويم كه ممكن است راهى بگشايد. هر انسانى بلكه هر موجودى بالفطره عاشق كمالات است و متنفر از نقص؛ شما اگر علم مىجوييد چون كمال است مىجوييد و از اين جهت ممكن نيست كه فطرت شما به هر علم كه دست يابد به آن قانع شود و اگر توجه كند كه مراتب بالاترى است در اين علم بالفطره آن را مىجويد و مىخواهد و از اين علم كه دارد به واسطه محدوديت و نقصش متنفر است و آنچه بدان دل باخته حيثِ كمال آن است نه نقص. و اگر
[١] بعضى از اين ظلمتها، بالاى بعضى ديگر است
[٢] پرده، حجاب
[٣] شرح منازل السائرين، عبد الرزّاق كاشانى: ٣٤. و منظور از بعض اهل سلوك، خواجه عبد اللَّه انصارى است
[٤] آنچه كه با آن شتر يا اسب را به جايى مىبندند.