صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤١ - نامه عرفانى- اخلاقى به آقاى سيد احمد خمينى (وصيت)
است كه اين خطر را پيش آورده است و همين طور بلوك شرق ملحد كه با هر صدايى كه منافى قدرت آنان است مخالف و نصفى از جهان به دست آنان است و احساس خطر بزرگ از اسلام قدرتمند براى خود و دوستان خود مىكنند و در داخل و خارج نيز دل باختگانى دارند كه آنان نيز به تبع معبودشان با اسلام بزرگ و جمهورى اسلامى و دستاندركاران آن در دشمنى بسر مىبرند و در فكر محو آثار آنند، با اين اوضاع و احوال توقع اين داريد كه دست جمهورى اسلامى را بفشارند و «اهلًا وَ سَهْلًا» گويان به مداحى جمهورى اسلامى و گردانندگان آن برخيزند!
اين طبيعى افكار فاسد بشر است كه بايد به هر وسيله خار راه را از سر راه برداشت؛ و يك وسيله بزرگ علاوه بر وسائل نظامى و اقتصادى و قضايى همان بُعْد فرهنگى است.
فرهنگ فاسد غرب و شرق اقتضا مىكند كه با وسائل عظيمى كه در دست دارند در تمام ساعات روز به دروغپردازى و تهمت و افتراء بر فرهنگ الهى اسلام بتازند، و در هر فرصتى قوانين الهى جمهورى اسلامى و اصل اسلام را بكوبند و وابستگان به آن را مرتجع كهنهپرست فاقد شعور سياسى بخوانند، و قوانين اسلام را كافى براى اين زمان ندانند. به بهانه آنكه قوانينى كه هزار و چهار صد سال بر آن گذشته قدرت اداره امور را ندارد، كه دنيا نوآوردهايى دارد كه در آن اعصار نبوده و بعض اشخاص مدعى اسلام نيز اين مطلب را تكرار كرده و مىكنند.
در اين محيط بايد به حسب فرهنگ الهى اسلامى، در مقابل اين توطئههاى دامنهدار استقامت كرد و از اين فرصت الهى كه به دست آمده است نويسندگان متعهد و گويندگان و هنرمندان استفاده كرده و به مدد روحانيون آشنا به فقه اسلام و قرآن كريم، احكام الهى را- كه براى همه قرون است- با اجتهاد صحيح از قرآن كريم، سنت نبى اكرم (ص) و اخبار سرشار از معارف الهى و فقه سنتى استخراج كرد و به عالم عرضه داشت. و از خردهگيرى كجروشان و آخوندهاى دربارى و وعاظ السلاطين نهراسيد و به آن روحانى نمايان يا روحانيان كه از روى عمد يا كجفهمى، يا حسد و دسيسههاى شيطانى [مخالفت مىكنند] با موعظه حسنه و طريقه نبى اكرم- صلى اللَّه عليه و آله و سلم-