صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٩ - اشكالتراشى بعضى مقدسين در قضيه جنگ
است. بعد از اينكه صلح كردند، به حسب روايت، به حسب نقل، معاويه به منبر رفت و گفت كه تمام حرفهايى كه گفتم، من قرار دادم، زير پايم؛ مثل پاره كردن اين مرديكه آن قراردادها را. آن صلح تحميلى كه در عصر امام حسن واقع شد، آن حكميت تحميلى كه در زمان امير المؤمنين واقع شد و هر دويش به دست اشخاص حيلهگر درست شد، اين ما را هدايت مىكند به اينكه نه زير بار صلح تحميلى برويم و نه زير بار حكميت تحميلى. ما بايد خودمان به حسب رأى خودمان، به حسب رأى ملتمان، آن طورى كه الآن همه ملت دارند مىگويند، ما بايد اين جنگ را ادامه بدهيم تا وقتى كه ان شاء اللَّه پيروزى حاصل بشود و نزديك است ان شاء اللَّه، منتها اگر بخواهد ملت ما نزديكتر بشود اين پيروزى، زياد نزديك بشود- كه به صلاح ملت ماست و به صلاح ملت عراق است و به صلاح منطقه است- بايد مجهز بشود، بايد در اين برهه زمان به تمام معنا مجهز بشود براى جبههها.
آقايان گفتند كه در بسيارى از جاها در كشور يك چيزهايى هست كه ابزارى است براى جهاد سازندگى، براى جبهه، و زيادى است آنجا. من عرض مىكنم كه اگر يك ابزارى در يك جايى زيادى است و تشخيص دادند فرمانداران، استانداران و ائمه جمعه تشخيص دادند كه اين در اينجا ديگر اضافه است، زيادى است، لازم نيست اينجا، لازم است كه براى جبهه برود. اگر بخواهيد كه كشورتان آباد بشود، كشورتان اسلامى بشود و زود بشود، طولانى نشود، بايد مجهز بشويد و با همه قوا مجهز بشويد تا اينكه كلك اين مرد را بكنيد. در آن اوايل گفته شد به اينكه سيلى خواهد خورد صدام، صدام سيلى را خورده، الآن گيج است، الآن نمىداند چه مىكند. واقعاً نمىداند الآن چه مىكند، از يك طرف اشتلم مىكند، از يك طرف التماس مىكند، از يك طرف گدايى مىكند، اين الآن در حال گيجى است. و من خوف اين را دارم كه اگر اين ديوانه بشود، بيشتر از اين كه الآن هست اگر به واسطه شكست ديوانه بشود، به كشور عراق يك طور صدماتى وارد كند، بگويد حالا كه من غرق شدم، بگذار همه غرق بشوند، يك همچو موجودى است اين. من خوف اين را دارم كه به اعتاب عاليات هم اين تجاوز كند و خداوند ان شاء اللَّه، مهلتش ندهد. بايد كارى كرد كه يك سيلى ديگرى بخورد و برود سراغ كارش، يا خودكشى كند