هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
مرا بشناسند) و آن طور که ما عبادت را معنا کردیم، این دو با هم یکی میشود؛ چون عرفان در اینجا معرفت کامل و شهودی حق است و عبادتی هم که در این مرحله باشد جز اینکه توأم با چنین عرفانی باشد عملی نمیشود. معرفتهای بچگانه و عوامانه این عبادت را نتیجه نمیدهد.
پس عبادت برمیگردد به نظریه ایمان، و ایمان هم برگشت به نظریه حقیقت.
اسلام به ایمان و عبادت ـ که ایمان پیوند ادراکی با حقیقت است و عبادت پیوند عملی با حقیقت ـ دعوت کرده است، به حکمت و عدالت دعوت کرده است، به محبت دعوت کرده است، به جمال و زیبایی دعوت کرده است: اِنَّ اللهَ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الْجَمالَ. در کافی بابی داریم تحت عنوان «باب التّجمّل و الزّینة».
اسلام به همه اینها دعوت کرده است، ولی کدام هدف اصلی است؟ آیا همه اینها در عرض واحد، هدف هستند؟ یا این که هدف اصلی یک چیز است و امور دیگر یا مقدمه آن هستند و یا لازمه آن. مثل عبادت که مقدمه رسیدن به آن هدف است و یا محبت که لازمه رسیدن به آن هدف است؛ یعنی اگر کسی برسد به حقیقت، به هرچه که از شئون آن حقیقت است عشق و محبت میورزد.
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست