هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی
است، زندگی مرا از پوچی خارج نمیکند.
اعتقاد به حکیمانه بودن خلقت، ریشه ایمان به ارزشهای معنویپس در عین اینکه ما قائل به وجدان اخلاقی میشویم و میگوییم انسان بالفطره از کار خوب لذت و از کار بد رنج میبرد، اگر پای خدا و خلقت و هدف داشتن خلقت در میان نباشد، کار ما از پوچی خارج نمیشود. ولی آنجا که این وجدان اخلاقی هست (و ما معتقدیم که واقعا وجود دارد) اما من خود میفهمم که این وجدان را خدا برای این قرار داده است که من کار باهدفی را انجام دهم و در متن خلقت، من و آن یتیم و آن پیرزن عضو یک پیکر هستیم و واقعا جزء یک نقشه و طرح هستیم و از یک مشیّت ازلی پیروی میکنیم و به دنبال یک حکمت میرویم و هدف خلقت و خالق خلقت را تأمین میکنیم، در این صورت این امر معنوی پوچ نیست بلکه حقیقی و واقعی است.
بنابراین هر مکتبی و هر سیستم فکری اجتماعی نیازمند به یک سلسله ایدههای معنوی است و لهذا میگوییم ایدئولوژی نیازمند ارزشهای مافوق مادی است و ارزشها باید قوی و نیرومند باشند به طوری که دارای نوعی تقدس باشند و نشانه تقدس یک چیز آن است که انسان آن را شایسته این بداند که زندگی فردی خودش را فدای آن کند.
پس هر مکتبی نیاز دارد به چنین هدفها و ارزشهای معنوی، و به صرف شرکت در منافع و بر اساس آن نمیتوان یک مکتب انسانی جامع به وجود آورد، آنچنانکه مارکسیسم بر این اساس است.