مسئلۀ حجاب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٩ - شرکت زن در مجامع
در سنن ابن ماجه «بابُ ما جاءَ فِی الْبُکاءِ عَلَی الْمَیت» حدیث شماره ١٥٨٧ مینویسد:
«رسول خدا در تشییع جنازهای شرکت کرد. زنی از کسان متوفّی شرکت کرده بود.
عمر بر آن زن نهیب زد. رسول خدا فرمود: ولش کنای عمر! چشم گریان و دل داغدار و عهد قریب است.».
از این گونه جریانها در تاریخ زندگی عمر زیاد یافت میشود. حتی نقل کردهاند که:
«عاتکه، همسر عمر، دائماً با او برای رفتن به مسجد در کشمکش بود. عمر نمیخواست او شرکت کند اما او اصرار داشت شرکت کند. عاتکه نمیخواست نهی شوهرش را تمرد کند، عمر هم نمیخواست نهی صریح کند، دلش میخواست وقتی که در مقابل تقاضای عاتکه سکوت میکند عاتکه به مسجد نرود. این بود که در مقابل درخواست عاتکه سکوت میکرد و لب از لب نمیجنبانید. اما عاتکه میگفت به خدا قسم مادامی که صریحاً نهی نکنی خواهم رفت، و میرفت.» [١]
در صحیح بخاری از ابن عباس نقل میکند که گفت:
«سخت مایل بودم فرصت مناسبی به چنگ آورم و از عمر بپرسم آن دو زن که در قرآن درباره آنان آمده است: «انْ تَتوبا الَی اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ
[١]. الحجاب مودودی صفحه ٣١٨ نقل از موطّأ مالک