پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٤٨ - فلسفه امامت از ديدگاه امام

يعنى شما تجربه در دستتان هست و ميدانيد كه اهل بغى و فساد يعنى همين حكام جور هنگامى كه مسلط شوند با شما چگونه عمل خواهند كرد ؟ شما با استناد به آزمون گذشته هم اكنون ميدانيد كه بايد از اينها جدا شويد و از اينها فاصله بگيريد و در مقابل اينان صف آرائى كنيد .

امام در خلال اين بيان , مساله امامت را بصورت صريح مطرح مى كند . يعنى همان مسئله خلافت و ولايت بر مسلمين و حكومت بر مردم و اداره نظام اسلامى . امام سجاد ( ع ) اين جا مسئله امامت را بصراحت بيان ميكند در صورتى كه در آن دوران به آن صراحت نمى توانست اين گونه مطالب را براى عامه مردم مطرح كند . مى فرمايد :

فقدموا امر الله و طاعته و طاعة من اوجب الله طاعته

فرمان خدا و اطاعت او را مقدم بداريد و همچنين اطاعت كسى را كه خدا اطاعت او را واجب كرده است .

امام در اينجا فلسفه و مبناى امامت را از نظر شيعه معين مى كند چه كسى بايد بعد از خدا مورد اطاعت قرار گيرد ؟ كسى كه خدا اطاعت او را واجب كرده است .

امام در اينجا فلسفه و مبناى امامت را از نظر شيعه معين مى كند چه كسى بايد بعد از خدا مورد اطاعت قرار گيرد ؟ كسى كه خدا اطاعت او را واجب كرده است اگر مردم آن زمان مى خواستند روى اين مساله فكر كنند خيلى آشكارا به اين نتيجه ميرسيدند كه اطاعت عبدالملك واجب نيست , چون ممكن نيست خدا اطاعت عبدالملك را واجب كرده باشد . عبدالملك با آن همه ظلم و جور و فساد و بغى , پيداست كه شايسته اطاعت نيست . امام اين جا مساله امامت را ذكر مى كند , سپس براى اين كه تنها شبهه اى هم كه در ذهن مستمعانشان وجود دارد از بين برود مى فرمايد :

ولا تقدموا الامور الوارده عليكم من طاعة الطواغيت و فتنة زهره الدنيا بين يدى امر الله و طاعته و طاعة اولى الامر منكم

آنچه كه بر شما پيش مى آيد از طاغوتها يعنى عبدالملكها آنرا