پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٢٣ - تشكيلات مخفى

را همراه با عده اى به مدينه فرستاد و از او در خواست كرد كه مردم مدينه را خاموش كند . مسلم بن عقبه به مدينه آمد و چند روزى شهر را بمنظور درهم شكستن مقاومت مردم محاصره كرد . سپس وارد شهر شد و آنقدر كشتار و ظلم كرد و فجايع به بار آورد كه در تاريخ اسلام جزء نمونه هاى كم نظير است .

او چنان در كشتار و ظلم زياده روى كرد كه پس از آن حادثه , او را[ ( مسرف ) ] نام گذاشتند و به او[ ( مسرف بن عقبه] ( مى گفتند . ماجراهاى واقعه حره زياد است و من نمى خواهم شرح تمام ماجراها را بدهم , همين اندازه بايد بگويم كه آن حادثه بزرگترين وسيله ارعاب دوستان وپيروان اهل بيت شد , بخصوص در مدينه كه عده اى گريختند , عده اى كشته شدند و گروهى از ياران خوب اهل بيت همچون عبدالله بن حنظله و ديگران به شهادت رسيدند و جايشان خالى ماند . اين خبر به تمام اقطار عالم رسيد و معلوم شد كه دستگاهى حكومت قاطعانه در مقابل اين حركات ايستاده واجازه هيچگونه اقدامى نمى دهد .

حادثه بعدى كه باز موجب سركوب وضعف شيعيان شد , حادثه شهادت[ ( مختار] ( در كوفه و تسلط عبدالملك بن مروان بر همه جهان اسلام بود .

بعد از مرگ يزيد خلفائى كه آمدند يكى معاويه بن يزيد بود كه بيش از سه ماه حكومت نكرد . پس از او مروان بن حكم آمد كه دو سال يا كمتر خلافت كرد و بعد او عبدالملك به خلافت رسيد كه او يكى از مدبرترين خلفاى بنى اميه است . درباره او گفته اند :

كان عبدالملك اشد هم شكيبه و اقساهم عزيمه

عبدالملك توانست تمام عالم اسلام را در مشت خودش بياورد و يك حكومت مسلطى توأم با ارعاب و اختناق شديد ايجاد كند .

تسلط عبدالملك بر حكومت متوقف بر اين بود كه رقباى او از بين