پژوهشي در زندگي امام سجاد (ع ) - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٠ - جهت گيرى كلى امامان در حوادث زندگى
نه بمعناى حكومت . بهرحال[ ( هذاالامر] ( يعنى اين موضوع . موضوعى كه در ميان تشيع و پيروان امام رائج و معمول بود كه سالها از آن سخن مى گفتند و آرزويش را داشتند و برايش طرح ريزى مى كردند .
امام باقر ( ع ) در اين روايت ميفرمايد : خداى متعال براى اين كار كه مورد نظر است و همان حكومت اهل بيت است تاريخى و وقتى تعيين كرده بود كه آن وقت سال هفتاد است , يعنى ده سال پس از شهادت امام حسين ( ع )
فلما ان قتل الحسين صلوات الله عليه اشتد غضب الله تعالى على اهل الارض , فاخره الى اربعين و مائة ] (
هنگامى كه امام حسين ( ع ) به شهادت رسيدند , خشم خدا بر اهل زمين شديد شد و آن تاريخ موعد را تا سال صد و چهل به تأخير انداخت , و سال صد و چهل , هشت سال قبل از شهادت امام صادق ( ع ) است . من درباب زندگينامه امام صادق ( ع ) روى اين كلمه صد و چهل يك بحث مفصلى دارم , و تصور من اينست كه , آن ولى امر و قائمى كه بايد قيام مى كرد و حق را ميگرفت , مى بايست امام صادق ( ع ) باشد , ولى آن وقت بنى عباس با حركت عجولانه خود , به خاطر دنيا و هواى نفس , از هر شيوه اى كه ميخواستند استفاده كرده و زمينه كار را از اهل بيت گرفتند كه موعد مقرر از آن وقت هم به تأخير افتاد در ادامه روايت مى فرمايد :
[ ( فحد ثناكم فاضعتم الحديث و كشفتم حجاب السر ( يا قناع السر , نسخه بدل است ) و لم يجعل الله له به بعد ذلكا وقتا عندنا و يمحوالله مايشاء و يثبت و عنده ام الكتاب .
ما جريان را به شما گفتيم و آن را افشاء كرديد و پرده استتار را پس زديد و راز مگو را گفتيد , لذا خداى متعال ديگر وقت معينى براى اين امر قرار نداد . خداوند وقتها را محو ميكند , هر چه را ميخواهد نفى و هر چه را