انه الحق - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ١٤٧ - خود را بشناس
در طرز بيان نيز سقراط طريقه خاصى داشته چون معتقد نبود كه استاد بايد مطالب را تحقيق كرده و كامل نموده به شاگرد تلقين كند بلكه بايد از شاگرد سؤال كرده و با او مكالمه و مباحثه نمايد تا خود شاگرد به فكر خود به كنه مطلب علمى برسد و خودش فكور و محقق شود .
سقراط در مباحثه ابتدا چند سؤال ساده كه ماهرانه ترتيب داده بود از طرف خود مى پرسيد و طرف جوابهاى او را مى داد آنگاه سقراط او را ملزم مى كرد كه اين جوابهائى كه تو داده اى نتيجه بر خلاف مقصود تو مى دهد لذا مى گويند طريقه سقراط قابله گى بود چون از عقول مردم نتيجه را مانند فرزند بيرون مى آورد .
مثلا از طرف مى پرسيد آيا يخ سرد است ؟ او جواب مى داد : بلى . مى گفت : آيا سردى ضد دارد ؟ بلى آن ضد كدام است ؟ حرارت آيا ممكن است يخ گرم باشد ؟ نه چون گرمى ضد سردى است و چيزى صفتى بر ضد طبيعت خود را نخواهد داشت .
باز مى پرسيد : آيا عدد سه فرد است ؟ بلى آيا فرد ضدى دارد ؟ بلى زوجيت آيا ممكن است عدد سه زوج باشد ؟ نه زيرا كه زوجيت ضد فرديت است .
بعد از اينها گفت : آيا زندگى ضد دارد ؟ بلى مرگ اصل زندگى به چيست ؟ به جان كه ذاتا زنده است و بدن به واسطه جان زنده است . همينطور كه تصديق نمودى عدد سه كه ذاتا فرد است زوج نمى شود , و يخ هرگز گرم نخواهد بود , همينطور جان كه ذاتا