مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ١٣٤ - گفتار چهارم تهيه عضو پيوندى از كفار مبتلا به مرگ مغزى
نقد وبررسى: چنين مىنمايد كه ادله وجوب دفن، از فرض اين بحث، منصرف است و منحصر به اكثر افراد و حالات طبيعى در زمان ائمه معصومين سلاماللهعليهم باشد؛ يعنى مواردى كه هيچگونه استفادهاى نداشته است. گواه اين ادعا آن است كه دفن، مسئلهاى صرفاً تعبدى نيست؛ بلكه اين امر به خاطر حفظ حرمت ميت مسلمان است. از اين رو، همان گونه كه گفته شد، اگر جداسازى اعضاى پيوندى به گونهاى نباشد كه صدق هتك حرمت ميت قلمداد گردد، از جهت وجوب دفن مانعى نخواهد داشت.
نكته ديگر آنكه موضوع استصحاب مذكور، ميت يا اعضاى آن است و پس از پيوند عضو برداشت شده و حلول حيات در آن، بقاء موضوع دفن، منتفى مىگردد. [١]
گفتار چهارم: تهيه عضو پيوندى از كفار مبتلا به مرگ مغزى
به باور برخى از فقيهان معاصر، برداشتن عضو ميت كافر نيازمند به اجازه از وى و وصيت او نيست؛ زيرا كافران جز آنان كه در سايه قرارداد ذمّه در حكومت اسلامى زندگى مىكنند، احترام ندارند. هرچند كافر ذمى نيز احترام ذاتى ندارد، و اسلام تا وقتى كه وى زنده است، براى او «احترام» قرارداده است و از اين رو، دليلى بر ثبوت احترام پس از مرگ وجود ندارد. بنابراين مىتوان عضو مورد نياز را از جسد كافر بدون اجازه او برداشت. [٢]
البته به نظر مىرسد كه اين سخن، در صورت اشتراط احترام اجساد آنان در قرارداد ذمّه و نيز التزام آنان به شرائط ذمّه صحيح قلمداد نگردد؛ وانگهى، اطلاقى كه در ظاهر احاديث مربوط به احترام اهل ذمّه وجود دارد [٣] و نيز رواياتى كه بر
[١]. سعيد نظرى توكلى، پيشين، ص ١١٤.
[٢]. محمد مؤمن، پيشين، ص ١٧٦.
[٣]. رك: محمد بن حسن حر عاملى، ج ١١، ص ٤٣؛ ج ١٩، ص ١٦٦- ١٦٠.