مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ٣٤ - گفتار دوم واژه شناسى«روح» و«مغز»
تأليفى يا تركيبى كرده، كاملكننده جسم و حافظ نظام آن خواهد بود. [١]
به باور فيلسوفان، نفس از رهگذر تفاوت آثار و ويژگىها- در عين وحدت آن- به سه نوع و مرتبه، دسته بندى مىشود: ١. نفس نباتى (روح طبيعى) كه داراى سه ويژگى تغذيه، رشد و توليد مثل است. ٢. نفس حيوانى كه علاوه بر ويژگيهاى قبلى، داراى ادراك جزئيات و حركت ارادى است. ٣. نفس انسانى (روح نفسانى مغزى) كه علاوه بر وظايف قبلى، داراى قوه عاقله (مدرك كليات) و عامله (عقل عملى و محرك عضلات) است. [٢]
دهخدا به نقل از حكيمان، چنين آورده است:
نزد حكماى پيشين، روح سه باشد: ١. روح طبيعيه و آن مشترك باشد ميان حيوان و نبات، و از حيوان در كبد باشد و از عروق غير ضوارب به جميع بدن منبعث گردد و اين روح طبيعيه را نفس نباتيه، ناميه و شهوانيه نيز گويند. ٢. روح حيوانيه در حيوان (اعم از انسان و جز آن) باشد و آن در دل (قلب) است ... و آن را نفس غضبيه نيز خوانند. ٣. روح نفسانى و آن در دِماغ باشد و از آنجا به وسيله اعصاب به اندامها آيد. [٣]
«مغز» [٤] مهمترين و شريفترين عضو بدن انسان، مركز دستگاه عصبى و ابزار تعقل انسانى است كه از دو نوع ياختههاى عصبى خاكسترى و سفيد تركيب يافته
[١]. حسين بن عبدالله بن سينا، الشفاء (الطبيعيات)، چاپ اول، (قم: منشورات مكتبة آية الله العظمى المرعشى النجفى، ١٤٠٤ ق)، ج ٦، ص ٢٥.
[٢]. رك: الحسين بن على بن سينا، النجاه، چاپ دوم، (تهران، مرتضوى، ١٣٦٢)، ص ١٦٥- ١٥٧؛ محمد غزالى، مقاصد الفلاسفه، (محقق سليمان دنيا)، چاپ اول، (مصر: دار المعارف، ١٩٦١ م)، ص ٣٧٠- ٣٤٦؛ صدر الدين محمد شيرازى، الحكمه المتعاليه فى الاسفار العقلية الاربعة، چاپ سوم، (بيروت: دار احياء التراث العربى، ١٩٨١ م)، ج ٨، ص ٧٧- ٥٣؛ فخر الدين محمد بن عمر رازى، المباحث المشرقية، چاپ دوم، (قم: بيدار، ١٤١١ ق)، ج ٢، ص ٢٥٩- ٢٣٥.
[٣]. على اكبر دهخدا، لغتنامه دهخدا، چاپ دوم، (تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه، ١٣٧٧)، ج ٨، ص ١٢٣١.
[٤].Brain.