مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ١٣٠ - اول حرمت مثله كردن مردگان
گفتار سوم: عناوين تحريم پيوند اعضا و تشريح جسد
براى حرمت جداسازى اعضاى پيوندى از مردگان مغزى، به چند دليل مىتوان تمسك جست. در گفتار پيشرو، عناوينى بسان «مثله»، «جنايت بر مرده»، «هتك» و «وجوب دفن مردگان و اعضاى آنان» بررسى و ارزشيابى مىگردد.
اول. حرمت مثله كردن مردگان
از جمله ادله نبود جواز برداشت عضو پيوندى از بدن افراد مرده، استناد به حرمت مثله است. بيان استدلال اين گونه است كه مستفاد از روايات و كلمات اصحاب آن است كه «مثله» با مطلق جداسازى اعضاى بدن و با صرف تغيير شكل دادن و ناقص العضو كردن بدن به هر قصدى كه باشد، تحقق مىيابد، چه قصد كيفر باشد يا انگيزهاى دگر. از اين رو، رضايت صاحب عضو و همچنين داعى عقلايى (قصد درمان پيوندى)، موجب خروج آن از عنوان مثله نخواهد بود. و اين در حالى است كه حكم شرعى مثله، حرمت است و روايات صحيحى در نهى از قطع كردن اعضاى بدن ديگران، حتى بدن كفار حربى وجود دارد. [١]
نقد و بررسى: با ملاحظه كلمات لغتشناسان [٢] و تتبع در سخنان فقيهان، [٣] چنين به نظر مىرسد كه «مثله» قطع عضوى از اعضاى فرد زنده (شكنجه) يا مرده
[١]. سعيد نظرى توكلى، پيشين، ص ١١١- ١١٠؛ على پورجواهرى، پيشين، ص ٧٢.
[٢]. احمد بن محمد فيومى، پيشين، ص ٥٦٤؛ جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور، پيشين، ج ١٤، ص ٢٠؛ ابى حسين احمد بن فارس بن زكريا، معجم مقاييس اللغة، (تحقيق عبدالسلام محمد هارون)، چاپ اول، (قم: مكتب الاعلام الاسلامى، ١٤٠٤ ق)، ج ٥، ص ٢٩٦.
[٣]. گرچه فقها جز محقق خويى، تعريفى از «مثله ارائه ندادهاند، رجوع به كلمات آنان براى مصداق شناسى اين مسئله مفيد مىنمايد. رك: محمد على توحيدى تبريزى، پيشين، ج ٣، ص ٢٥٩: «أن المثلة هو التنكيل بالغير بقصد هتكه و إهانته»؛ همچنين رك: محمد بن منصور بن احمد ابن ادريس حلّى، السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، چاپ دوم، (قم: دفتر انتشارات اسلامى، ١٤١٠ ق)، ج ٣، ص ٣٢٦؛ محمّد بن محمد بن نعمان عكبرى مفيد، پيشين، ص ٧٤٠؛ على بن حسين عاملى كركى، رسائل المحقق الكركى، چاپ اول، (قم: كتابخانه آيتالله مرعشى نجفى و دفتر نشر اسلامى، ١٤٠٩ ق)، ج ١، ص ٩٤؛ محمد بن على بن حمزه طوسى، الوسيلة إلى نيل الفضيلة، چاپ اول، (قم: كتابخانه آيتالله مرعشى نجفى، ١٤٠٨ ق)، ص ٤٣٨.