مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ٤٥ - سوم سنجه تشخيص مرگ
رسانههاى صوتى- تصويرى، مصداق استماع آيات سجده و موجب وجوب سجده است يا نه؟ و ساير مواردى كه در سراسر فقه وجود دارد و معمولًا، فقها خود، متكفّل تشخيص موضوع در آنها مىشوند و حكم آن را بيان مىكنند. چه اينكه اگر تشخيص اين موضوعات به دست عرف عام داده شود، چه بسا سر در گم شوند و در تشخيص وظيفه خود بازماند.
سه. موضوعاتى كه مبهم بوده و تطبيق و تشخيص مصاديق و جزئيات آنها، نياز به موازين و دقتهاى علمى و يا نوعى تخصّص دارد كه بايد فهم و درك آن را با رجوع به اهل خبره، از آنها گرفت و مشكل را حلّ نمود. در برخى از كتب فقيهان آمده است: «و دَيدن الفقهاء، الرجوع فى الموضوعات الى أهل خبرتها». [١]
اساساً، چرايى اين امر از آن جهت است كه پارهاى از موضوعات، به هيچ رو تشكيك بردار نيست، بلكه امر آن دائر مدار وجود و عدم است و در مراتب وجودى خود نيز، قبول زيادت و نقصان نمىكند؛ مانند «دلوك شمس» و «فجر» كه امورى واقعى بوده، نماز پيش از آن زمان، حتى به يك لحظه، صحيح نخواهد بود. و نيز مانند «بلوغ»، كه در پسران بعد از گذشت پانزده سال و در دختران پس از تمام شدن نه سال كامل مىشود و لذا پيش از زمان تعيين شده- هرچند اندك- بلوغ حادث نشده و تكاليف شرعى بر آنان واجب نيست. از اين رو، مراجعه به فهم عرفى براى تطبيق اين گونه از موضوعات صحيح نيست و فقيه در تشخيص آنها نيازمند پارهاى از موازين علمى خواهد بود. [٢]
موضوع «مرگ» نيز چنين مىنمايد؛ چه اينكه مصداق مرگ، امرى ثبوتى و
[١]. احمد بن محمد مهدى نراقى، مستند الشيعه فى أحكام الشريعة، چاپ اول، (قم: مؤسسه آل البيت (ع)، ١٤١٥ ق)، ج ٢، ص ١٢١؛ سيد عبد الاعلى سبزوارى، مهذّب الاحكام، چاپ چهارم، (قم: دفتر آيت الله سبزوارى، ١٤١٦)، ج ١١؛ ص ٣٨٧- ٣٨٦.
[٢]. براى اطلاع بيشتر رك: مهدى حسنزاده، كارشناسى و ارزش اثباتى آن (بررسى فقهىحقوقى)، چاپ اول، (قم: انتشارات دانشگاه قم، ١٣٨٨).