مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ٣٠ - گفتار يكم واژهشناسى حق، حكم و تكليف
سزاوارى، نقيض باطل، ثبوت، وجوب و ... [١]. به هر روى، عقيده بر آن است كه وجه اشتراك كاربردهاى مختلف آن، در مفهوم مصدرى به معناى «ثبات و پايدارى» و در مفهوم وصفى به معناى «ثابت» باز مىگردد. [٢]
در اصطلاح نيز «حق»، سلطنت اعتبارى است و در قبال حكم جاى مىگيرد. فقيهان و حقوقدانان اسلامى، در بيان مفهوم اصطلاحى «حق» تعاريف گوناگونى را ارائه دادهاند و چنين مىنمايد كه با در نظر گرفتن آراء انديشمندان، بهترين تعريف در اين زمينه، تعريفى پديدار شناختى [٣] بوده و خدشهاى به آن وارد نباشد:
«حق از اعتبارات شرعى يا عقلايى است كه بر اساس آن امتياز يا توانايى (سلطنت) خاصى، براى شخص يا اشخاصى در نظر گرفته مىشود و به مقتضاى اين توانايى، دارنده حق مىتواند تصرفى كند يا بهرهمند گردد يا مالى يا كارى را از كسى درخواست كند». [٤]
از سوى ديگر، «حكم» در ديدگاه فرهنگنامه نويسان، اطلاقات گوناگونى دارد؛ از قبيل علم، عدل، قضا، منع، حكمت و .... [٥]
فيومى، دانشمند لغتشناس عرب، بر اين باور است كه بارزترين معناى اين واژه كه در ديگر استعمالات نيز ثابت است، مفهوم «منع» بوده و براين امر، توجيهى مناسب ارائه كرده است. [٦]
[١]. رك: احمد بن محمد فيومى، المصباح المنير، چاپ اول، (ايران: مؤسسه دار الهجرة، ١٤٠٥ ق)، ص ١٤٣؛ جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور، لسان العرب، چاپ دوم، (بيروت: دار و مكتبة الهلال، بى تا)، ج ٤، ص ١٧٦؛ جبران مسعود، الرائد، چاپ اول، (بيروت: دار العلم للملايين، ٢٠٠٣ م)، ص ٣٥٢.
[٢]. محمدحسين اصفهانى، حاشية كتاب المكاسب، (محقق عباس محمد آل سباع) چاپ اول (بى جا: المحقق، ١٤١٨ ق)، ج ١، ص ٣٨.
[٣]. تعريفى كه مىكوشد آنچه را ميان همه صورتهاى قابل پذيرش يك پديده مشترك است، توضيح دهد. در پديدار شناسى، تنها يك پديده توصيف مىشود و از تحويل آن به يك امر اجتناب مىگردد.
[٤]. جليل قنواتى، سيدحسن وحدتى شبيرى، و ابراهيم عبدىپور، حقوق قراردادها در فقه اماميه، (زير نظر سيد مصطفى محقق داماد)، چاپ اول، (تهران: سمت، ١٣٧٩)، ج ١، ص ٤٣.
[٥]. رك: جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور، پيشين، ج ٤، ١٨٣؛ جبران مسعود، الرائد، ص ٣٥٤.
[٦]. احمد بن محمد فيومى، المصباح المنير، ص ١٤٥.