سجده بر تربت

سجده بر تربت - حسينى نسب، سيّدرضا - الصفحة ١٠

(وَلا تَكُونُوا كَالَّذينَ نَسُوا اللهَ فَأنْساهُمْ أنْفسَهُمْ...).[١]

«از آنان نباشيد كه خدا را فراموش كردند و در نتيجه خود را فراموش كردند».

اين مطلبى است كه ژرف نگران از طريق برهان و دليل به آن رسيده اند، ولى اهل معرفت، از طريق سير و سلوك و «درون گرايى» چنين تعلقى را مشاهده كرده، و آن را با ديده دل ديده اند. از آن دو گروه بگذريم، نوع مردم از طريق فطرت به چنين وابستگى پى برده و خدا شناخته اند، تا آن جا كه خداشناسى يكى از ابعاد روحى انسان ها را تشكيل مى دهد و در تمام چهره هاى تمدن بشرى، حس خداشناسى و خضوع در برابر قدرت بزرگ، و تواضع و فروتنى در قبال آن، براى خود تجلى داشته است. از اين جهت در تمام شرايع آسمانى، عباداتى به نام نماز و غيره تشريع شده كه دريافت فكرى انديشمندان، و شهودى عارفان، و فطرى انسان هاى عادى، را تجسم مى بخشند و آنان را به خضوع در برابر آن منعم بزرگ، وا مى دارند.

آيين مقدس اسلام كه كامل ترين شرايع پيشين و عصاره آنهاست، با تشريع نماز به اين حس، تجلى خاصى بخشيده است و چون نماز يك امر عبادى«توقيفى» است، طبعاً تمام خصوصيات آن در اختيار شارع مقدس است و در فقه اماميه ثابت شده است كه نمازگزار،


[١] حشر/١٩.