خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤
عَنْ صُبْحِهِ [١]، وَاسْفَرَ [٢] الْحَقُّ عَنْ
صبح فرا رسيد، و حق آشكار
مَحْضِهِ، وَنَطَقَ زَعِيمُ الدِّينِ، وَخَرِسَتْ
شد، نماينده دين به سخن درآمد، و زمزمههاى
شَقاشِقُ [٣] الشَّياطِينِ، وَطاحَ [٤] وَشِيظُ [٥]
شياطين خاموش گشت. افسر نفاق بر زمين
النِّفاقِ، وَانْحَلَّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَالشِّقاقِ
فرو افتاد، گرههاى كفر و اختلاف گشوده شد،
وَفُهْتُمْ [٦] بِكَلِمَةِ الْإِخْلاصِ فِي نَفَرٍ [٧] مِنَ
و شما زبان به كلمه اخلاص (لا اله الا اللَّه) گشوديد، در حالى كه گروهى اندك و تهيدست
الْبَيْضِ [٨] الْخِماصِ [٩]. وَكُنْتُمْ عَلى شَفا
بيش نبوديد! آرى شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش
[١]. شب صبح را شكافت.
[٢]. روشن شد.
[٣]. جمع «شقشقه» آنچه شتر مست از دهان بيرون كند، كنايه ازسخنورى.
[٤]. هلاك شد.
[٥]. مردمان پست و فرومايه.
[٦]. به زبان آورديد.
[٧]. مردم (كمتر از ده نفر).
[٨]. جمع «ابيض» سفيدپوستان.
[٩]. جمع «اخمص» گرسنگان.