خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠

مُلاحِظِينَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ‌

و منتظر فريبش! سپس شما را دعوت به قيام كرد و سبكبار براى‌

خِفافاً، وَاحْمَشَكُمْ فَالْفاكُمْ غِضاباً،

حركت يافت! شعله‌هاى خشم و انتقام را در دل‌هاى شما برافروخت و آثار غضب در شما نمايان‌

فَوَسَمْتُمْ‌ [١] غَيْرَ ابِلِكُمْ، وَاوْرَدْتُمْ غَيْرَ

گشت. و همين امر سبب شد بر غير شتر خود علامت نهيد، و سرانجام به غصب‌

شِرْبِكُمْ، هذا وَالْعَهْدُ قَرِيبٌ، وَالْكَلْمُ‌ [٢]

حكومت پرداختيد-. در حالى كه هنوز چيزى از رحلت پيامبر نگذشته بود، زخم‌هاى مصيبت ما

رَحِيبٌ‌ [٣]، وَالْجُرْحُ‌ [٤] لَمّا يَنْدَمِلْ‌ [٥]،

وسيع و جراحات قلبى ما التيام نيافته،

وَالرَّسُولُ لَمّا يُقْبَرْ. ابْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ‌

و هنوز پيامبر صلى الله عليه و آله به خاك سپرده نشده بود. بهانه شما اين بود كه «مى‌ترسيم فتنه‌اى برپا شود!»،


[١]. از «وسم» اثر داغ كردن حيوان با آتش.

[٢]. جراحت و زخم.

[٣]. وسيع، گشاد.

[٤]. زخم.

[٥]. جراحت، هنوز بهبودى نيافته.