خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩

اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُكُمْ، وَلكِنَّها فَيْضَةُ النَّفْسِ،

قلب شما را فرا گرفته است ولى چون قلبم از اندوه پر بود- و احساس مسئوليت شديدى‌

وَنَفْثَةُ [١] الْغَيْضِ (الْغَيْظِ)، وَخَوْرُ [٢]

مى‌كردم- كمى از غم‌هاى درونى‌ام بيرون ريخت، و اندوهى‌

الْقَناةِ [٣]، وَبَثَّةُ [٤] الصَّدْرِ، وَتقَدْمِةُ

كه در سينه‌ام موج مى‌زد خارج شد، تا با شما اتمام حجت كنم و عذرى براى‌

الْحُجَّةِ. فَدُونَكُمُوها فَاحْتَقِبُوها [٥] دَبْرَةَ [٦]

احدى باقى نماند. اكنون كه چنين است‌ اين مركب خلافت و آن فدك، همه از آنِ شما، محكم‌

الظَّهْرِ نَقِيبَةَ (نقبة) [٧] الْخُفِّ، باقِيَةَ

بچسبيد ولى بدانيد اين مركبى نيست كه راه خود را بر آن ادامه دهيد: پشتش زخم، و كف پايش‌

الْعارِ [٨]، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ اللَّهِ وَشَنَارِ [٩]

شكسته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوايى ابدى‌


[١]. نفثه المصدور: آه كشيدن از درد سينه.

[٢]. ضعف و سستى.

[٣]. نيزه.

[٤]. نشر و اظهار، غمى كه انسان توانايى كتمان آن را ندارد و اظهار مى‌كند.

[٥]. از «حقب» ريسمانى كه با آن رحل را به شكم شتر مى‌بندند و آماده‌سوار شدن مى‌شود.

[٦]. زخمى كه در پشت شتر و يا هر مركبى باشد.

[٧]. نازك شدن پشت پاى شتر.

[٨]. عيبى كه در معرض زوال نباشد.

[٩]. عيب و عار.