خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥

حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ، مُذْقَةَ [١] الشّارِبِ،

دوزخ قرار داشتيد، و از كمىِ نفرات همچون جرعه‌اى براى شخص تشنه،

وَنُهْزَةَ [٢] الطّامِعِ، وَقَبْسَةَ [٣] الْعَجْلانِ،

و يا لقمه‌اى براى گرسنه، و يا شعله آتشى براى كسى كه شتابان به دنبال آتش مى‌رود، بوديد،

وَمَوْطِى‌ءَ [٤] الْاقْدامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرَقَ‌ [٥]،

و زير دست و پاها له مى‌شديد! در آن ايّام آب نوشيدنى شما متعفن و گنديده بود،

وَتَقْتاتُونَ‌ [٦] الْوَرَقَ، اذِلَّةً خاسِئِينَ،

و خوراكتان برگ درختان! ذليل و خوار بوديد،

تَخافُونَ انْ يَتَخَطَّفَكُمُ النّاسُ مِنْ‌

و پيوسته از اين مى‌ترسيديد كه دشمنان زورمند شما را بربايند

حَوْلِكُمْ. فَانْقَذَكُمُ‌ [٧] اللَّهُ تَبارَكَ وَتَعالى‌

و ببلعند! اما خداوند تبارك و تعالى شما را


[١]. آب اندك.

[٢]. فرصت.

[٣]. شعله كوچك آتش.

[٤]. لگدكوب.

[٥]. گنداب، آب آميخته با بول شتر.

[٦]. از «قوت» به معناى غذا يعنى آذوقه خود قرار مى‌داديد.

[٧]. پوست بز دباغى نشده.