خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦

بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بَعْدَ اللَّتَيا وَالَّتِي، بَعْدَ انْ‌

به بركت محمّد كه درود خدا بر او و خاندانش باد بعد از آن همه ذلّت و خوارى و ناتوانى‌

مُنِيَ‌ [١] بِبُهَمِ الرِّجالِ وَذُؤْبانِ الْعَرَبِ‌ [٢]

نجات بخشيد، او با شجاعان درگير شد، و با گرگ‌هاى عرب‌

وَمَرَدَةِ [٣] اهْلِ الْكِتابِ، كُلَّما اوْقَدُوا ناراً

و سركشان يهود و نصارى پنجه در افكند، ولى هر زمان آتش جنگ را

لِلْحَرْبِ اطْفَأَهَا اللَّهُ، اوْ نَجَمَ‌ [٤] قَرْنٌ‌ [٥]

برافروختند خدا آن را خاموش كرد. و هر گاه شاخ شيطان نمايان‌

لِلشَّيْطانِ، اوْ فَغَرَتْ‌ [٦] فاغِرَةٌ مِنَ‌

مى‌گشت و فتنه‌هاى مشركان دهان‌

الْمُشْرِكِينَ قَذَفَ‌ [٧] اخاهُ فِي لَهَواتِها، فَلا

مى‌گشود، پدرم برادرش على عليه السلام را در كام آنها مى‌افكند، و آنها را بوسيله او سركوب مى‌نمود،


[١]. گرفتار شد.

[٢]. سركردگان عرب.

[٣]. جمع «مارد» طغيان‌گران و سركشان.

[٤]. آشكار شد، «نَجْم» آشكار شدن و روييدن گياه‌ها.

[٥]. شاخ.

[٦]. گشوده شد «فغرت فاغرة»: دهانى گشوده شد.

[٧]. فعل ماضى از قذف: انداخت.