خطبه حضرت زهراء سلام الله عليها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩

وَسَمَلَ‌ [١] جِلْبابُ‌ [٢] الدِّينِ، وَنَطَقَ‌

و پرده دين كنار رفت، گمراهان‌

كاظِمُ‌ [٣] الْغاوِينَ‌ [٤]، وَنَبَغَ‌ [٥] خامِلُ‌ [٦]

به صدا درآمدند، و گمنامان فراموش شده سربلند

الْاقَلِّينَ، وَهَدَرَ فَنِيقُ‌ [٧] الْمُبْطِلينَ،

كردند، نعره‌هاى باطل برخاست‌

فَخَطَر [٨] فِي عَرَصاتِكُمْ‌ [٩]، وَاطْلَعَ‌

و در صحنه اجتماع شما به حركت درآمدند. شيطان‌

الشَّيْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ‌ [١٠] هاتِفاً بِكُمْ،

سرش را از مخفيگاه خود بيرون كرد و شما را به سوى خود دعوت نمود،

فَالْفاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ، وَلِلْغِرَّةِ [١١] فِيهِ‌

و شما را آماده پذيرش دعوتش يافت‌


[١]. پوشيده شد.

[٢]. روپوش.

[٣]. ساكت، خاموش.

[٤]. گمراهان، «كاظم الغاوين» گمراهان خاموش.

[٥]. ظاهر شد.

[٦]. ساقط، زبون، گمنام.

[٧]. رئيس ارجمند.

[٨]. خطر، دم جنبانيدن حيوان و به راست و چپ زدن آن.

[٩]. ساحت‌ها.

[١٠]. جاى خزيدن.

[١١]. خدعه.