زلال نگاه
(١)
مقدمة معاونت پژوهش
٧ ص
(٢)
1 تعريف و ماهيت بصيرت
١١ ص
(٣)
2 ضرورت و اهميت بصيرت
١٤ ص
(٤)
3 راهكارهاي كسب و ارتقاي بصيرت
١٨ ص
(٥)
الف) تقويت اعتقادات و باورهاي ديني
١٨ ص
(٦)
ب) تشخيص صحيح و دقيق حق و باطل
٢٤ ص
(٧)
ج) حرکت در مسیر حق و حقیقت
٣٦ ص
(٨)
د) درك درست موقعيت و وظيفه شناسي
٤٣ ص
(٩)
ه&zwj ) پرهيز از غرور و سستي
٥٠ ص
(١٠)
و) پرهيز از سطحي نگري
٥١ ص
(١١)
ز) ارجاع دادن متشابهات به محكمات و يقينيات
٥٤ ص
(١٢)
ح) تقويت انگيزة حقيقت جويي در خود
٥٦ ص
(١٣)
ط) برداشت صحيح و دقيق از مفاهيم دوپهلو و غلط انداز
٥٨ ص
(١٤)
ي) عبرت گيري از تاريخ
٦٦ ص
(١٥)
ك) كسب آگاهي از مراحل مختلف مقابله با ترفندهاي دشمن
٦٨ ص
(١٦)
1 شناسايي دشمن
٦٨ ص
(١٧)
2 شناسايي عناصر نفوذي دشمن در داخل كشور
٧٠ ص
(١٨)
3 شناخت انگيزة دشمني
٧٢ ص
(١٩)
4 شناخت ابزارها و شيوه هاي إعمال دشمني
٨٨ ص
(٢٠)
5 طراحي و مديريت رويارويي با دشمن
٩٠ ص
(٢١)
الف) درهم آميخته شدن حق و باطل
٩٢ ص
(٢٢)
ب) دخيل نمودن ذهنيت ها، خودخواهي ها و منفعت طلبي ها
٩٣ ص
(٢٣)
ج) تأثيرپذيري از سخنان و رفتار مخالفت آميز ديگران
١٠١ ص
(٢٤)
ِ5 بصيرت سياسي در امام و رهبري
١٠٥ ص
(٢٥)
كتابنامه
١١٧ ص
(٢٦)
نمايه ها
١١٩ ص
(٢٧)
آيـات
١٢١ ص
(٢٨)
روايـات
١٢٧ ص
(٢٩)
نـام هـا
١٣١ ص
(٣٠)
اماکن
١٣٣ ص
(٣١)
کتب
١٣٥ ص

زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٥ - ٣ شناخت انگيزة دشمني

مطلب اصلی در اينجا دشمنی در اجتماع و عداوت گروه‌های انسانی با همدیگر است. دشمني گروه‌های انسانی هم بيشتر از همين دو عامل نشئت مي‌گيرد؛ گاهي گروهی می‌بینند گروه دیگری موفق‌تر است و امتیازاتی دارند که گروه آنها نتوانسته‌اند آنها را به دست آورد. گاهي شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی موجب بهره‌مندي گروهي از برخي امتيازها مي‌شود كه گروه ديگر به آن دسترس ندارد. همين منشأ خصومت و دشمني مي‌شود. گاهي هم تضاد در منافع، منشأ دشمني ميان دو گروه مي‌شود. به‌هرروي، کمبود منابع و تزاحم منافع، واقعيتي انكار ناپذير است و همه‌کس نمی‌توانند همه‌چیز را به دست آورند؛ از‌اين‌رو بر سر به دست آوردن منافعي همچون مقام و منصب در جامعه و كسب موقعیت اجتماعی، افراد با يکديگر نزاع مي‌کنند.

پس از روشن شدن منشأ دشمني ميان افراد و گروه‌هاي اجتماعي، بازمي‌گرديم به همان بحثي كه درزمينة دشمني همسر يا فرزند مطرح شد. هرچند كه زن با شوهر و همين‌طور فرزند با پدر و مادر، ويژگي‌هاي مشترکی دارند، اما ويژگي‌هاي شخصی هم دارند. تا آنجا که ويژگي‌هاي مشترک زن و شوهر مطرح است، در آن هيچ دشمنی‌اي راه ندارد. دشمنی از آنجا پیدا می‌شود که یکی مي‌خواهد لذت ديگري داشته باشد، غیراز لذتي که از همسرش مي‌برد؛ مثلاً اگر مرد يا زن بخواهند با یک زن يا مرد بیگانه‌اي ارتباط داشته باشند، اين امر منشأ دشمني مي‌شود و‌گر‌نه آن رابطة مشترک ميان آن دو، موجب دشمنی نمی‌شود؛ چون آن رابطة مشترك، رابطه‌ای است كه هردو در آن شریک‌اند و هردو از آن لذت می‌برند؛ اما اگر یکی از آن دو