زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٠ - ٣ شناخت انگيزة دشمني
همیشه به فرزندشان خدمت میکنند و فرزند هم هرچه دارد از پدر و مادر است؛ ازاينرو، چگونه ممكن است ميان آنها دشمني به وجود آيد؟! حال بايد ديد علت چيست كه قرآن كريم بر اين مسئله كه بهندرت نيز رخ ميدهد دست گذاشته است؟ البته در آياتي ديگر، تعابیر ملایمتری نيز وجود دارد؛ مثلاً در جايي دربارة اموال و اولاد تعبير فتنه بهكار رفته است: إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ؛[١] «اموال و فرزندانتان، فقط، وسيلة آزمايش شما هستند و خداست كه پاداش عظيم نزد اوست»؛ اما تعابير آن آيه بسيار شايستة توجه و دقت است.
براي شناخت بيشتر انگيزههاي دشمني، يادآوري اين حديث نبوي سودمند است كه: أعدي عَدُوِّك نفسُك الَّتي بين جَنبيك؛[٢] «دشمنترین دشمنان تو نفس توست كه ميان دو پهلوي تو جا دارد». براساس اين فرمايش، همان نفسي كه در درون انسان و در قالب همين انسان قرار دارد، دشمنترين دشمن انسان است. حال، نفس انسان چه دشمنياي با انسان دارد و علت دشمني او چيست؟! آيا آزار و اذيتي از انسان ديده است كه با او به مقابله برخاسته است؟! اتفاقاً اين نكته، همان نكتة اساسياي است كه بسیاری از بحثهای اخلاقی بر آن متمرکز شده است و بزرگان دربارة آن، فراوان سخن گفتهاند و کتابها دراينزمينه نوشتهاند. پس، اين پرسش بهطور جدّي مطرح است كه چرا نفس انسان كه در درون خود انسان است با او دشمن ميشود؛
[١] تغابن (٦٤)، ١٥. [٢] ابنأبيجمهور الأحسائي، عوالي اللئالي، ج٤، ص١١٨.