زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - ٣ شناخت انگيزة دشمني
اما از ديرباز انگيزههاي ديگري براي دشمني و جنگ پديد آمده است كه افراد سادهدل و سطحينگر از وجود آن انگيزهها غافل هستند. معمولاً فردي كه با فرد ديگري ميستيزد، بر سر منافع مادي چنين ميكند؛ گاهي بر سر ارث و گاهي منافع مادي ديگر، افراد به نزاع ميپردازند و بسا دست به جنايت نيز بزنند؛ اما نبايد غفلت كرد كه در ميان مردم كساني هستند كه حاضرند منافع مادي خويش را فداي دست يافتن به مقام و منصبي کنند. به همين علت، برخي حاضرند اموال زيادي را در انتخابات صرف كنند تا براي مدتي، مقامي به دست آورند؛ چراكه شهرت برايشان جاذبه دارد. در صدر اسلام هم كساني بودند كه رفتارهاي زاهدانهاي داشتند و حتي در خلوت هم نان و نمك يا نان و سركه ميخوردند تا قلوب ديگران را به سمت خود جذب كنند و در جامعه محبوبيت پيدا كنند. پس، غير از منافع مادي عيني مانند پول، زمين، ثروت و امثال اينها، براي كساني عناويني همچون رئيس، مدير، نماينده و مانند آنها ارزشمند است و اينان حاضرند از منافع مادي خود بگذرند تا به اين عناوين دست يابند.
علاوه بر افراد، در ميان جوامع هم چنين واقعيتي هست و جوامعي يافت ميشوند كه درصددند تا با هر هزينهاي بر ساير جوامع رياست كنند و به عنوان ابرقدرتي دست يابند. پس يكي از انگيزههاي دشمني ميتواند سلطهجويي بر ديگران باشد؛ همانگونه که در مسائل فردي، حسادت ممکن است انگيزة دشمني باشد؛ يعني كساني باشند كه انگيزة قوي براي ضرر رساندن به ديگران داشته باشند. اصل حسد اين است كه فرد ميخواهد اين منافع