زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - ِ٥ بصيرت سياسي در امام و رهبري
کنیم، حال خود آنها حاضر شدهاند چنين كنند. شمشیرها پایین آمد و و عقبنشینی سپاه علي علیه السلام آغاز شد. هرچه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود كه من قرآن ناطق هستم و اينان شما را فريفتهاند، نپذيرفتند و همواره ميگفتند كه ما با قرآن نمیجنگیم. اين مورد، يكي از نمونههاي بیبصیرتی است. ازاينرو، بايد بهخوبي همین قضیه را تحلیل کنیم تا پي ببريم مشكل بيبصيرتي از كجا ناشي شده است تا براي ما در زمان حاضر قضايا تكرار نشود و بهآساني فريب نخوريم. بايد ديد چرا كار به جايي ميرسد كه سپاه علي علیه السلام كه بايد فرمانبردار ايشان باشند، طرح عمرو عاص را بر دستورهاي آن حضرت مقدم ميدارند؛ بااينكه علي علیه السلام شخصيت بزرگي بود كه افزون بر مقام عصمت، از علم بينظيري برخوردار بود، حقيقت را بهتر از هركسي ميدانست و ساليان زيادي در دوران پيامبرصلی الله علیه و آله، فرماندهي جنگها را بر عهده داشت.
براي درك اين مسئله بايد به نكتهاي روانشناختي توجه کرد. روانشناسان تجربی ثابت کردهاند که گرايشهاي ما حتی در ادراکات حسيمان نيز مؤثرند؛ مثلاً، ما بعضی از چیزهایی را که دوست نداریم نمیبینیم و نمیشنویم. این در ادراکات حسی بود؛ زماني هم كه انسان فکر ميکند، معمولاً دنبال آن افکاری میرود که دوست دارد و همواره انتظار دارد که از آن افکار، نتیجهای به سود خودش بگیرد. انسان راضي نميشود فکرش را در آن چیزی به کار اندازد که سودي برايش ندارد. پس، از تجارب علمی روانشناختی استفاده میشود که چیزهایی را که انسان دوست ندارد، دربارهاش فکر هم نمیکند.