زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٩ - ِ٥ بصيرت سياسي در امام و رهبري
ممكن است ادعا كنند كه ما هم هوشمان بیشتر از شماست، هم از شما بیشتر درس خواندهایم، هم بیشتر از شما تجربه داریم، هم ارتباطاتمان با مراکز علمی و فرهنگی و سیاسی دنیا بیشتر از شماست. آنان با اين ادعاها ميخواهند بصيرت خود را نشان دهند و خود را دراينزمينه برتر از طرف مقابل بدانند.
پس اين مشكل وجود دارد كه آن كساني هم كه رویاروی ما قرار میگیرند و مخالف ما هستند و حركتهاي ناروايي را دنبال میکنند، مدعی هستند که ما اهل بصیرتیم. شاید در همین جريانهاي فتنة ١٣٨٨ در كشور، كساني باشند كه ما را متهم به بیبصیرتی، ندانستن شگردهاي سياست و عدم درك مسائل جاري دنيا بکنند و مدعي باشند ما چيزي از مسائل را نميفهميم. عملاً زبان حال آنها این است که اين فرمايش رهبر معظم انقلاب که باید بصیرت داشته باشید، کاملاً صحیح است؛ اما مهم آن است كه چه كسي اهل بصیرت است؟ آنان مدعي هستند كه خود از بصيرت برخوردارند؛ چون معلومات، تجربهها و سوابقشان بیشتر است. ايشان طرف مقابل را نيز متهم ميكنند كه شما تازه به دوران رسیده هستيد و تجربهای نداريد؛ ازاينرو، هنوز اهل بصیرت نیستيد و باید چند دههای در مسائل سیاسی و اجتماعی کار کنید تا اهل بصیرت شوید!
پس، کسی در ضرورت بصیرت شک ندارد؛ سخن در آن است که بصیرت کدام است، و چه كسي اهل بصیرت است. بنابراين ضرورت دارد در حقیقت بصیرت، کیفیت تحقق بصیرت، راههای کسب بصیرت و شناخت موانع بصیرت، مطالعات و مباحثي بکنيم تا اگر کسانی ادعا کردند که شما اهل بصیرت نیستید بتوانیم برایشان ثابت کنیم که اشتباه میکنند یا لااقل وجدان