زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٦ - ب) دخيل نمودن ذهنيت ها، خودخواهي ها و منفعت طلبي ها
است: شرط نخست استعداد خدادادی است، که بيشتر مردم آن را دارند و كمتر كسي است كه همچون سفها و ديوانگان، از چيزي سر در نياورد، در همة امور فريب بخورد و نتواند حقيقتي را تشخيص دهد. شرط دوم آن است که این استعداد، با مطالعه، فکر، بحث و مشورت، به فعلیت برسد. دليل سفارش مقام معظم رهبري به دانشجويان براي طرح مباحث اجتماعی و سیاسی و نيز بحثهاي آزاد، همه برای این است که آن قوه به فعلیت برسد تا فرد، بهراحتي، تحت تأثیر یک جریان فکری ويژه قرار نگیرد. تفكر آزادانه قدرت تحلیل مسائل را به شخص ميدهد. اما شرط سوم كه از ديگر شرطها مهمتر است، تقوی در فکر است که از جمله شرایط آن اين است كه اگر انسان به حقيقتي يافت كه دوستانش و يا اکثریت مردم نمیپذیرند، تحت تأثير آنان قرار نگيرد. ازاينرو، مقام معظم رهبري فرمودند: «ما نهفقط در عمل احتياج به شجاعت داريم، در فهم هم احتياج به شجاعت داريم. در فهم فقيهانه احتياج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود حتي در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد».[١]
كساني كه تقواي در فكر ندارند، تا احساس كنند كه هر محيطي اقتضايي ويژه دارد، خود را همرنگ آن محيط ميكنند تا جمعيت را با خود همراه کنند؛ اما لازمة بصیرت آن است که انسان درست فکر کند؛ خواه ديگران و حتي نزديكان انسان، بپذیرند، و خواه نپذیرند. در همین حوادث انقلاب، در مواردی، چه در زمینههای فکری و چه سیاسی، کسانی بودند که بهراستي اهل تقوی بودند و در برابر دوستان مخالف خود ايستادند؛ بهويژه، شهيد آيتالله مطهری رضوانالله علیه که
[١] بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري، ٢/٧/١٣٨٨.