زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٥ - ب) دخيل نمودن ذهنيت ها، خودخواهي ها و منفعت طلبي ها
اين كار خو کرد، بهطوريكه در او تبديل به يك ملکه شد، بهتدريج، كار به آنجا ميکشد كه فرد، همواره، مسائل را طوري توجیه ميکند که بگویند حق به جانب اوست. درنهايت نيز چنين شخصي به جايي ميرسد كه هرگز نمیتواند حقیقت را درک کند. این همان اضلال الهی است:
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَي الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَي الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ؛[١] آيا آنان در زمين سير نميکنند تا دلهايي داشته باشند كه حقيقت را با آن درك كنند يا گوشهاي شنوايي كه با آن (نداي حق را) بشنوند؟ چراكه چشمهاي ظاهر نابينا نميشود؛ بلكه دلهايي كه در سينههاست، كور ميشود.
دراينصورت است كه قدرت بصيرت از فرد گرفته ميشود. بنابراين ما هرچند باید اول از همه، با بهرهگيري از عقل و مشورت، از این مسائل آگاه شويم، اما نباید به این بسنده کرد و غافل شويم که نفس انسان، مکرهایی دارد؛ وقتی دلمان چیزی را میخواهد، ناخودآگاه، به راهی کشیده میشویم که دلخواهمان است. ازاينرو، بايد براي این کار، تقوا پيشه کرد و از خدا خواست كه ما را از شرّ هواي نفس و نيرنگهاي شیاطین انس و جن حفظ کند تا قدرت درك درست مسائل را داشته باشيم. اگر كسي چنين كند، اهل بصیرت خواهد شد.
از آنچه گذشت روشن شد كه برای کسب بصیرت سه شرط اساسي لازم
[١] حج (٢٢)، ٤٦.