زلال نگاه - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - ِ٥ بصيرت سياسي در امام و رهبري
كَرَاهِيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَي النَّاسِِ؛[١] سوگند به خدا، معاويه از من سياستمدارتر نيست؛ اما معاويه حيلهگر و جنايتكار است، اگر نيرنگ ناپسند نبود من زيركترين افراد بودم.
پیداست که این مسئله مطرح بوده که معاویه از علی باهوشتر و باسیاستتر است. حضرت در مقام دفاع میفرماید كه هوش معاويه بهتر از من نيست. من پيرو احکام دين هستم و نمیتوانم هرچیزی را که دلم میخواهد عمل کنم؛ بلكه به آنچه خداوند ميخواهد پايبند هستم؛ اما طرف مقابل چنين پايبندياي را ندارد و برای پیشبرد اغراض خود از هر وسیلهای استفاده ميکند؛ بههميندليل است که شما ميپنداريد سیاست او بهتر از من است.
حال پرسش آن است كه آيا میتوان گفت بصيرت معاویه بیش از علی علیه السلام بود يا ماجرا چيز ديگري بوده است؟ همانگونه كه از برخي سخنان حضرت در نهج البلاغه نيز برميآيد، در جنگ، شکست معاویه از لحاظ نظامی قطعی شده بود؛ مالک اشتر آنچنان قهرمانانه در میدان جنگید و فداکاری کرد که دیگر سپاه معاویه در حال شکست قطعی بود. معاویه با عمرو عاص مشورت كرد تا خود را از شکست برهاند. نتيجه آن شد كه پیشنهاد صلح بدهند؛ ازاينرو، قرآنها را بر سر نيزه كردند تا به سپاه علي علیه السلام وانمود كنند آنان پيرو قرآناند و هرچه قرآن بگويد عمل ميكنند. سپاهيان سادهلوح آن حضرت هم كه از جنگ طولاني مدت به ستوه آمده بودند تا اين پيشنهاد مطرح شد، گفتند، چه از اين بهتر! ما آمدهایم برای اینکه به دستورات خدا و قرآن عمل
[١] سيد رضي، نهج البلاغه، خطبة ٢٠٠.